ناحیه کاربری

نام کاربری :
رمز عبور :
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار سایت

    آمار مطالب
    کل مطالب : 476
    کل نظرات : 27216
    آمار کاربران
    افراد آنلاین : 14
    تعداد اعضا : 11758

    کاربران آنلاین

    آمار بازدید
    بازدید امروز : 2,321
    باردید دیروز : 2,203
    گوگل امروز : 134
    گوگل دیروز : 188
    بازدید هفته : 4,524
    بازدید ماه : 52,764
    بازدید سال : 354,406
    بازدید کلی : 10,109,040

خبرنامه

    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت مشاوره کنکور رایگان عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود


مشاور کنکور همراه









به نام خدایی که همین نزدیکیست ....
این روزها حال وهوای دل من وتو بارونیه
دیدی تو روزای بارونی دوست نداریم تو فضای کوچیک ودلگیر خونه بمونیم این همون حس این روزای ماست که میخوایم از این کالبدی که برای خودمون ساختیم بیایم خودمونو بکشیم بیرون
حس میکنیم دنیا واسمون خیلی کوچیک شده ؛ کوچیکتر از اونی که بتونیم حتی یک روز با وجدان راحت نفس بکشیم وزندگی کنیم....
چیزی که حال من وتو رو بدکرده : اسیر شدن تو  ریسمان عذاب وجدان خودمونه روز به روز ضخامتش بیشتر میشه و احساس خفگی من وتو هم بیشتر...
اگه معدل پایینی داری ؛ اگه تو زندگی هیچ وقت لذت بهترین بودن رو نچشیدی؛ اگه مثل من یه پشت کنکوری ای که خیلی از تلنگرها برات تکراریه؛ اگه رتبه پارسالت سیلی محکمی تو گوشت زده؛ اگه حرفای اینو اون که مدام قضاوتت میکنن به بی ارادگی وتنبلی مثل یه پتک تو سرت کوبیده میشه؛ اگه از کوچکترین تفریحاتت هم زدی اما هنوز اونی نیستی که میخوای ؛ اگه کار هرروزت شده اشک ریختن
اگه دنبال یه دستاویزی میگردی واسه چنگ زدن وبالا اومدن اما حتی بهترین دوستات هم از حرفای همیشگیت خسته شدن و معلم و...هم از کم همتی تو خسته شدن وتو رو به حال خودت رها کردن ؛





اگه همه این افکار مثل یه کنه افتاده به جونت و خنتو میمکه واگه تو این افکار خودت زندونی شدی میخوام بهت بگم

آهای زندونی !!!
سرتو بالا بگیر ...اومدم ملاقاتی....نه کمپوت وآجیل آوردم...نه یه بغل خبر خوب از بیرون ...فقط چند دقیقه ای گوش دلتو لازم دارم واسه چند کلمه حرف حساب...
میخوام فارغ از اینکه کی هستی والان چه وضعیتی داری چند دقیقه ای سرتو از کیسه ی دغدغه هات بکشی بیرون وبایه نفس عمیق به حرفام گوش بدی...
اینایی که گفتم وضعیت من وتوه ...حقیقته...و نمیشه کتمانش کرد...نمیشه تاریخ واسه ما برگرده تا یه جور دیگه بیایم جلو...تا اینجای زندگی اشتباه رفتیم...اما همه ی این حسای تلخ رو یادآوری کردم که ...اول یادمون بیاد باید قبول کنیم شرایط فعلی رو..
اما حالا که ظرف حوصلت از کارای خودت سرریز شده میزنی به دل کوه وفریاد میزنی....کمکم کن....و بارها وبارها میشنوی کمکم کن...کمکم کن...کمکم کن...


و اونجاست که صدای کمکم کن خودت وقتی تو گوشت میپیچه به یاد میاری تنها کسی که میتونه به تو کمک کنه خوده تویی...بغضت میترکه وزانو میزنی و برای آخرین بار تصمیم میگیری که تغییر کنی...

رسیدی به این حقیقت که باید تغییر کنی???  اگه رسیدی باقیشو بخون...




میخوایم بریم یه سفر؛سفری که مقصدش رسیدن به یه استایل جدید از خودمونه...آره درست فهمیدی ...میخوایم بریم سفر تغییر ...اونم از جنس تغییر خودمون...باید وقتی برمیگردیم هیچ کس من وتو رو نشناسه...هرکسی تو عمق وجودش به رضایت از خودش نرسیده ومیخواد تغییر کنه قطار تغییر درحال حرکته...وقتی من وتو قصد سفر میکنیم یه عده زمزمشون وایسا حالا باهم شروع میکنیمه ؛اینا همونایی ان که هرروز تو گوشمون میگفتن از فردا خوب میخونیم...یه عده هم میگن اگه رفتی دیگه برنگرد اینها اونایی ان که چون ما از اونها پایین تر بودیم وجودمون بهشون اعتماد بنفس میداد بنابراین تحمل بهتر از اونا شدنمون رو ندارن...اما فارغ از همه این حرفها تو تصمیمت رو گرفتی ...

باخودت میگی: من چرا اینجوری باشم ساکتو برمیداری و میدویی سمت قطار...صدای لوکوموتیو وسوت قطار خبر از چندثانیه فرصت باقی مونده واسه سوارشدن میده...3...2....1...سفر آغاز میشه ؛


این سفریه فرصتیه که یه تبر برداریم و تیشه به ریشه ی عادتهایی بزنیم که روز وشب مارو رسوندن به این عذاب وجدان...مسافرای این قطار همه  رتبه برترهای آزمون ها ان شاید بجز تو.
اما تو ..تا قطار شروع میکنه به حرکت یه حس غربتی رو دلت سنگینی میکنه انگار از جنس همسفرات نیستی انگار خیلی باهاشون فرق داری ..این غربت انقدر رو دلت سنگینی میکنه که میخوای اولین ایستگاه پیاده شی و برگردی آخه چندنفری از سختیای راه میگن...اما یاد همه اون روزهایی که فقط با اشک منتظر گذشتنشون بودی میفتی ویه سیلی به خودت میزنی ومیگی نه یا میمیرم یا تغییر میکنمو برمیگردم...این غربت بهای سفر خودسازیه...




باتمام وجودت محو مسیر میشی ...برخلاف همیشه انگار همه چیز برات تازگی داره...خوشحالی پاتو مسیری گذاشتی که سالها فقط تو رویاهات آرزوشو داشتی...آره مسیر تغییر و میگم...

قطار اولین ایستگاه توقف میکنه ...ایستگاه ارتباطات ؛ تلویزیون؛ تلگرام ؛ اینترنت ؛تلفن و....طبق عادتهای قدیمی باهیجان میری سمت در اما انگار تو تنها کسی هستی که میخوای پیاده شی ...پس میفهمی این اولین عادت آدمهای موفقه که از بین تمام پیشنهاداتی که این دنیا بهشون میده تنها اونی رو انتخاب میکنن که در جهت هدفشونه و یه نفر به سمتت میاد ومیگه عزیزمن تو یه مسافری...یه مسافر اگه بخواد میخ چادرشو هرجایی سفت کنه از سفر جامیمونه...باید از این تعلقات رهابشی...
کم کم تاریکیه هوا به اوج خودش میرسه منتظر یه فرصت میگردی تا به بقیه بگی که اون تخته کنار پنجره واسه توئه و تو قراره روش بخوابی بالاخره طاقت نمیاری و میگی اما انگار تنها چیزی که واسه اینها مهم نیست خوابه یکی میگه من که هنوز توان دارم ادامه میدم اون یکی میگه دیگه 2-3ساعت خواب این حرفارونداره ...


ازخودت خجالت میکشی که تو تو تمام زمان درس خوندنت داشتی فکر میکردی کی 12میشه بخوابی دومین درس امروز روهم یاد میگیری اما چراغی که هنوز روشنه بهت میگه از این جماعت کم نیارو ادامه بده به خودت میگی این جماعت همه کارهاشون از فیلتر هدفشون میگذره اما در مورد من بالعکس بوده....

بعد از اینکه از خواب بیدار میشی یادت نمیاد کی از فرط خستگی روی کتاب ها خوابت برده برای اولین بار لبخند رضایت از تلاشت روی صورتت شکل میگیره .میری سراغ صبحانه میبینی بر خلاف شیطنت های تو انگار بقیه یه چیزی رو زمزمه میکنن...بله...تاریخ ادبیات ...دیگه حرصت درمیاد و داد میزنی که ای بابا دیگه 5 دقیقه صبحانه رو بذارین راحت و با آرامش بخوریم که یکی میگه آرامش ما تو اینه که بدونیم از لحظه لحظه زندگی واسه رسیدن به هدفمون استفاده میکنیم وتلاش میکنیم یه آن یه پتکی رو قلبت میخوره...

یادت میاد اون روزهایی رو که دیربیدار میشدی و بقیه روز هم میگذروندی تا از فردا اول صبح شروع کنی اما اینها حتی 5دقیقه...باخودت میگی این هم تغییر سوم...شروع میکنی به درس خوندنکه یه آن چشمت میخوره به


پاسخ برگ سیاه شده کنارت 400تست?چی? تغییر چهارم تست زیاد


بالاخره به ایستگاه آخر میرسی ایستگاه آزمون آره انگار تنها ایستگاهییه که همه پیاده میشن...آزمون اونی نمیشه که میخواستی وقتی میای بیرون نمیخوای دیگه ادامه بدی به سفر تغییرو همه حرکات خوبت رو زیر سوال میبری وبا خودت میگی نه...من .. نمیتونم موفق شم....درعین حال بقیه همسفراتو میبینی که چقدر خوشحالن با خودت میگی حتما خیلی خوب دادن اما وقتی دفترچه یکیشون رو میبینی و میگی توهم ...میگه آره سر جلسه فهمیدم که این مطالب رو سطحی فهمیدم باید بیشتر تست بزنم و کار کنم...خدای من!اونجایی که من داشتم تو سر خودم میزدم و میگفتم  که چرا یادم نمیاد اینا به چی فکر میکردن ! 
پس دوباره به قطار برمیگردی و میفهمی که این پایان کار نیست.


تو این سفر 40 روزه که اسمشو گذاشتم چله تغییر یعنی 40روز متفاوت زندگی کردن خیلی خسته ی سفر شدی اما انگار یه سمباده ای ذره ذره روحت رو صیقل داده و همه اون گرد وخاک های انگیزتو گرفته هرچی فکر میکنی تا حس و حال قبل از سفرت رو به یاد بیاری نمیتونی تو دیگه اون آدم نیستی...

چندنفری به استقبالت میان یکی گل بهت میده یکی شیرینی پخش میکنه یکی بهت تبریک میگه چند نفری با نگاههای حسادت آمیز تعقیبت میکنن یکی از دوستای واقعیت بغلت میکنه و میگه مرحبا به ارادت ..بین همه ی اینا یکی میاد جلو و میگه از تجربه سفرت برامون بگو و تو تو یه جمله خلاصه میکنی؛
ایجاد تغییرات بزرگ زندگی سخت وترسناک است اما میدانید ترسناک تر از آن چیست "حسرت"

گفتی حسرت به یاد داستان خرگوش و لاک پشت افتادم :(




هیچ وقت آواز قناری تکراری نمیشه پس نذاریم من وتو هم مدام تکرار شیم باهمون اشتباهات. همه میتونید این سفر 40 روزه ی چله تغییر روتجربه کنید فقط کافیه مثل من شروع کنید متفاوت زندگی کنید اونوقته که زبان حال خیلیامون میشه:

از امروز به بعد به گذشته ام نگاه میکنم لبخند زده و میگویم من توانستم به همه آنهایی که میگفتند نمیتوانی چیره شوم...



بچه ها امیدوارم که همگی دوتا فایل PDF سوال_ جواب که حاصل صدها ساعت کار دلسوزانه استاد افشار براتون بوده دانلود کرده باشین و بعد از مطالعه این متن زیبا با انگیزه ای مضاعف به استقبال دو تا فایل صوتی مشاوره ضبط شده از بخش سوال و جواب همایش های ماه های مهر و آبان استاد باشین.



به دلیل افزایش حجم سوالات شما و تنگی وقتی دکتر افشار در پاسخگویی کامل و دقیق و به هنگام تصمیم بر این شد بخش انتهای همایش ها با محتوای سوال و جواب آموزشی کنکوری ها هم ضبط کنیم؛ لطفا هر دو تا فایل استفاده کنید و جواب خیلی از سوالات مشابه خودتان بگیرین .

انشالله بازم مثل همیشه با استقبال دانلود خیلی خیلی بالا

بروز رسانی کانال تلگرام که هر روز انجام میشه،

اما بروز رسانی بعدی سایت حدود 5 آذر ((تولد ی آذر ماهی عزیز ))




همایش پرسش و پاسخ مشاوره ای استاد افشار (1)




دانلود پادکست پرسش و پاسخ کنکوریها از استاد افشار (2)





بدون اغراق اینجا ی ترین ویژه هست ؛ نه تبلیغ و آمار بازدید ، دانلود بالا و رتبه های برتر ....



اینجا رکورد دار پاسخ به سوالات مشاوره ای شماست و خدمات رسانی صادقانه در طول سالیان دراز توسط انسانی متعهد و دلسوز و با سخاوت بوده و هست .

هر دو بسته بانک سوال را دانلود کنید و با مطالعه آنها پاسخ خیلی از سوالات مشابه خودتان بگیرین_دو بسته فقط شامل کامنت های 2 ماه گذشته مهر و آبان :)



بانک و جواب سوال یک




بانک سوال و جواب دو






برای مشاهده کامل مقالات و فایل های صوتی مشاوره کنکور خصوصی مشاوره دکتر افشار لطفا" عضو شوید


براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :
  • 6727 نفر

برچسب ها

مطالب پیشنهادی ما

دیدگاه های شما

  1. gonahkarr می‌گه:

    سلام من تقریبا دو ساله با شما اشنا هستم اما فقط فایل های صوتیتون رو گوش کردم . ازتون تشکر میکنم بابت تلاشی که میکنید چه درسی چه فرهنگی و اخلاقی.نمیدونم چرا خواستم با شما درد و دل کنم ولی از حکمت خدا سر در نمیارم بعضی وقتا فکر میکنم حکمتش اینه که بندشو فقط عذاب بده . به ادم هایی که خوبن خوشی بیشتر ادم هایی هم که مثل من گناهکارن تو لجن بیشتر تو قعر چاه بیشتر فروشون کنه . شما بهم بگین حکمتش چیه وقتی کسی که قرار بود باهاش ازدواج کنم و همه زندگیم بود بهم خیانت کرد و این خواست خدا بود باعث شد من کسی بشم که الان دیگه راهی برای برگشت نمونه . تا دو ماه قبل کنکور امسال ترازم ۷۶۰۰ بود ولی بعد اون اتفاق شدم یه ادم روانی که همه چیشو از دست داده بود نمازمو کنار گذاشتم . خودارضایی رو شروع کردم . رتبه کنکور امسالم شد ۲۳۰ هزار شاید باورش برای خانوادم سخت بود ولی اره همینجوری مثل دیونه ها رفتم سر جلسه کنکور . خانوادم تحقیرم کردن حتی دست رو مادرم بلند کردم . هر روز کارم چت کردن با هزار تا دختر که با هر کدوم احساسشون رو به بازی میگرفتم با بعضی هاشون رابطه جنسی خیالی و ازارشون میدادم که معلوم نبود زندگیشون چی بشه . الانم درسمو از همون تقریبا اردیبهشت کنار گذاشتم و دیگه نایی واسه خوندن ندارم . روزی پنج شش بار خودارضایی میکنم حتی دیگه خانوادم باهام حرف نمیزنن از خدا بریدم . محرم خیلی گریه کردم خیلی شبا توبه کردم پیش خدا اما بیشتر تو گناه فرو رفتم . از خودکشی میترسم اما تنها ارزوم مرگمه هر لحظه فکر اینکه چند تا دختر رو تو چت کردن باعث شدم به بیراهه بکشن داغونم میکنه فکز اینکه عشقم بهم خیانت کرد باعث میشه از همه ادما متنفر شم . حالا شما بگو چرا خدا باید باعث بشه منی که تا اردیبهشت امسال زندگیم اینقدری پاک بود که مطمن بودم اگه تو هر جاییگاهی قرار میگرفتم دلم میخواست دست کسی رو بگیرم عین خود شما یاعث بشم حداقل چند تا جوون بهشون تلنگر بزنم و زندگیشون به سمت خوبی بکشه ولی حالا خودم رفتم تو بدترین شرایط زندگی . دیگه بد جور از دنیا بریدم حالا شما به من بگو خداااااا چرا زندگی ما ادما رو اینجوری میکنه چه حکمتی داره ؟ چرا فقط دست ادم خوبا رو میگیره نمیدونم ولی از خدا بریدم

    پاسخ : سلام

    کارای زشت گذشته ات کنار بذار
    همین که این کانت گذاشتی و اعتراف کردی یعنی هنوز ی تو بمیری حالیت هست و همین باعث برگشتت میشه

    اربعین از دست نده ....

  2. سایه می‌گه:

    چرا کامنت من و تایید نکردید وجوابم و ندادید...!؟شکلکشکلک

  3. رضا78 می‌گه:

    سلام استاد
    یه مشکلی دارم نمیدونم براچی با اینکه تست نسبتا کار میکنم ولی تو ازمون نمیتونم زیاد تست بزنم(در حد پنج تا شیشتا) لطفا راهنمایی کنین(تراز 5200)

    پاسخ : سلام
    کم کاری رو تست ها داری نسبتا" شما با من شاید خیلی فرق داشته باشه

    دانش آموز الان هست داره 10 تا 12 ساعت می خوانه با روزی 500 ، 600 تست تمرین
    این خیلی خیلی با شما کارش فرق میکنه

  4. مهدیه می‌گه:

    سلام
    استاد نمیدونم چرا بغض داره خفم میکنه نگاه دست پینه زدم میکنم دلم میشکنه که جواب زحمتو نگرفتم...خودمم مقصرم هفته اول عالی کار کردم اما هفته دوم شل گرفتم فقط اینو فهمیدم که هفته دوم حکم بعد از عید داره شل بگیری باختی همه چیز دوددد تو هوا...400تا پیشرفت داشتم ولی هدفم 800تا بود...
    ولی نا امید نیستم تلاشمو میکنم خیلی واسم دعا کیند بتونم زحمات پدر مادرمو جبران کنم
    وقتی کارنامه کنکورم اومد خجالت میکشیدم به بابا بگم دخترت پزشک نمیشه استاد بابام اشک تو چشماش حلقه شده بود که مهدیه دخترم یه موقع گریه نکنیا من نتونستم واست امکانات فراهم کنم امسال میخونی...استاد من دیگه نمیخوام بشکنم سال قبل امکانات نداشتم امسال دارم دلم میخواد سنگ تموم بزارم...خیلی واسه من دعا کنید..
    پدر بزرگ من به خاطر نبود پزشک قلب در شهرستانمون فوت کردن من دارم تلاش میکنم پزشک قلب شهرستانمون بشم..هفدم معنویه..شکلک بیمارستان قلبمون هم داره ساخته میشه امیدوارم جز بهترین پزشکای قلب بشم
    استاد برناممو واستون تلگرام بفرستم جواب میدین؟؟؟
    اینم عکس هفته اولی که برای ازمون خوندم نظرتونم در مورد این اگه وقت دارید بگید مرسی
    http://s6.picofile.com/file/8225045534/2015_11_27_17_44_05.jpg

    پاسخ : سلام

    این چند خط متنی که برام نوشتی حس و حال عجیبی داشت
    دوس دارم موفق بشی
    میخوام تو اون دکتر قلب بشی و به مردم شهرت کمک کنی

    خیلی خوبه وقتی حس کنی تو برابر هدفت شدی

    برنامه ات خوبه اما نه حجم کارت مشخص هست و نه تعداد تست
    می دونی که مهدیه جان
    همیشه گفتم که برنامه ای خوبه که حجم کار در تایم مشخص باشه

  5. Mostafa می‌گه:

    إ شیما جان راست میگه استاد...
    این یکی به فکرخودم نرسید،من ی جلسه حضوری رایگان جایزه میخوام
    استااااااااد
    البته علاوه بر اون جایزه هاااا....



    مریم خانوم و شیما خانوم مرسی ک کمکم کردید ک بتونم سوال استادو جواب بدم. 😂ولی اگه قرار ب جایزه باشه من باید جایزه بگیرم چون استاد این سوال رو ازمن پرسید(زیر کامنت مدرسان شریف....) بازم ممنون تونم
    منم استاد جایزمو داد و مشاوره حضوری رفتم عکس میگیرم براتون 😂😂😂😂😂

  6. آرام بهرامی از گنبد می‌گه:

    استاد عزیز سلام ... نمی دونم بگم چندمین ولی n امین ال زندگی تون هم به خیر و خوشی بگذرونید انشالله

    استاد هفته پیش افتخار داشتم با شما تلفنی یک جلسه مشاوره بگیرم . خواستم بدونم بازم اگر بخوام وقتش دارین 30 دقیقه ؟

    سوال دیگرم اینه که خودتان بین این همه همایش و برنامه ای که سایت داره و ماشالله روز به روز بیشتر میشه کدام هاش بیشتر پیشنهاد می کنید ؟

    ممنون شاد باشین .روزتون شیک

    پاسخ : سلام
    بله میشه
    وقت مشاوره تلفنی تک جلسه 30 دقیقه ای اغلب روزهای هفته دارم و بهم پیامک بدی برات وقت تنظیم می کنم شخصی""


    والا اگر از من باشه که دوست دارم بچه ها از بحث های رایگان و عمومی سایت استفاده کنند... از خط به خط مقالات و همه برنامه های همایشی و کارگاه ها موضوع محور ... من تک تک شان مهم می بینم و کارام دوست دارم (خودشیفتگی ببین تا چ حدی دارم شکلک)

    اما بازم بحث های برنامه ریزی جدول بالای سایت هر 4 فایل کارگاهی و بخصوص خرد کردن برنامه آزمون و اجرای با کیفیت برنامه روزانه بیشتر مهم هست

    از بحث های آموزشی تداعی معانی و تصویر سازیکه گذاشتم جدول بالای سایت و انگیزشی هم همین برنامه عید غدیر خم از برنامه های آبان سال 92 خیلی خوب و قشنگ بود که براتون گذاشتم اینجا

    http://www.mediafire.com/download/lr8hx9o6jttwa5s/eid+ghadir+ostad+afshar+%28alirezael.ir%29.mp3

  7. Danial می‌گه:

    سلام.خدا قوت.دانش آموز سال سوم تجربی هستم از خوزستان. من دو ماه اول سالو خیلی شل و ول اومدم جلو و تقریبا کل این دو ماه رو هدر دادم که البته یه بخشیش برمیگرده به مشکلاتی که داشتم و بخش دیگش کم کاری خودم.در حال حاضر فشار زیادی روی من هست البته نه از طرف دیگران،از طرف خودم و احساس میکنم تنها چیزی که میتونه باعث بشه از زیر این فشار بیام بیرون، معدل بالای نوزده و نیم توی نوبت اوله و قصد دارم تو این ۲۵ روز مونده به امتحانات بکوب فقط بخونم تا بتونم یه جمع بندی خوب داشته باشم و یه معدل خوب بدست بیارم ولی مشکلم اینه که نمیدونم کدوم قسمتا رو از قبل بخونم و مباحث جدیدی که تدریس میشه رو چطور براشون وقت بذارم و در کل برنامه ریزی درستی ندارم که طبق اون بخونم.لطفا راهنمایی کنید.با تشکر.

    پاسخ : سلام
    اطلاعات کلی بهم دادی و دقیق مشخص نکردی که مشکل چیه
    حتما بهم sms بده برات وقت مشاوره بذارم دقیق برام بگی کوم درس تا کجا رسیدی تا نقشه راه و برنامه تا اخر دی ماه بدم

  8. طاهره می‌گه:

    بعله،راحت تر قدم بزنید دکترشکلکD
    ناشناخته آشنا یا آشنای ناشناخته،هرجور،خلاصه،ما خیلی دوستون داریمشکلکX
    (در ضمن عکساتونم دیدیم،تو کوچه خیابونم ببینیمتون، اینقد ذوق میکنیم خیلیم نمیذاریم راحت قدم بزنین!شکلکشکلک )
    در پناه خدا باشید دکترشکلکشکلک

    پاسخ : شکلک لطف داری

  9. سایه می‌گه:

    سلامشکلک
    این متن که عالی بود...
    من چله ی تغییر و با زدن یک A4 به دیوار و نوشتن چندتا جمله خوب از همین متن و کشیدن یه جدول که 40 تا خونه داره شروع کردمشکلک
    ولی یه سوال داشتم آقای افشار ممنون میشم جواب بدید.
    راستش من تو آزمون قلم چی هستم و آزمون 6 آذر زیست1تموم میشه و از آزمون بعد زیست 2 شروع میشه...ولی من اصلا اونطور ک باید زیست 1 و نخوندم و جمع بندی نکردم!
    بعضی جاهاشو خوندم ک الان حس میکنم در حد هیچی نخوندنه و بعضی جاهاشم کلا نخوندمشکلک
    ولی الان میخوام جبران کنم...
    خیلی نگرانم!نمیدونم باید چیکار کنم...؟
    بنظرتون باید به طور فشرده زیست 1 رو هم موازی با زیست 2 پیش ببرم؟
    یعنی همزمان هردوتاشونو بخونم...
    یا چیکار کنم؟
    ممنون میشم راهنماییم کنیدشکلک

    پاسخ : سلام
    برنامه های روی کاغذ همیشه کم عیب و درست و حسابی هست اما اگر اجرایی بشه تنبدیل به احسن میشن وگرنه فقط روی کاغذ خرد کردنش خیلی کاری نداره
    اگر ترسیدی برنامه ات عکس بگیر برام بفرستش چک کنم

  10. مهتاب می‌گه:

    سلام استاد جوون تولدتون مبارک ان شاالله خدا شما رو برای خانوادتون و شاگرداتون حفظ کنه

    پاسخ : شکلک

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

حمایت از همایش ها

مشاوره استاد افشار