ناحیه کاربری

نام کاربری :
رمز عبور :
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار سایت

    آمار مطالب
    کل مطالب : 485
    کل نظرات : 27216
    آمار کاربران
    افراد آنلاین : 19
    تعداد اعضا : 11758

    کاربران آنلاین

    آمار بازدید
    بازدید امروز : 821
    باردید دیروز : 2,886
    گوگل امروز : 21
    گوگل دیروز : 202
    بازدید هفته : 5,910
    بازدید ماه : 54,150
    بازدید سال : 355,792
    بازدید کلی : 10,110,426

خبرنامه

    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت مشاوره کنکور رایگان عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود


مشاور کنکور همراه









به نام خدایی که همین نزدیکیست ....
این روزها حال وهوای دل من وتو بارونیه
دیدی تو روزای بارونی دوست نداریم تو فضای کوچیک ودلگیر خونه بمونیم این همون حس این روزای ماست که میخوایم از این کالبدی که برای خودمون ساختیم بیایم خودمونو بکشیم بیرون
حس میکنیم دنیا واسمون خیلی کوچیک شده ؛ کوچیکتر از اونی که بتونیم حتی یک روز با وجدان راحت نفس بکشیم وزندگی کنیم....
چیزی که حال من وتو رو بدکرده : اسیر شدن تو  ریسمان عذاب وجدان خودمونه روز به روز ضخامتش بیشتر میشه و احساس خفگی من وتو هم بیشتر...
اگه معدل پایینی داری ؛ اگه تو زندگی هیچ وقت لذت بهترین بودن رو نچشیدی؛ اگه مثل من یه پشت کنکوری ای که خیلی از تلنگرها برات تکراریه؛ اگه رتبه پارسالت سیلی محکمی تو گوشت زده؛ اگه حرفای اینو اون که مدام قضاوتت میکنن به بی ارادگی وتنبلی مثل یه پتک تو سرت کوبیده میشه؛ اگه از کوچکترین تفریحاتت هم زدی اما هنوز اونی نیستی که میخوای ؛ اگه کار هرروزت شده اشک ریختن
اگه دنبال یه دستاویزی میگردی واسه چنگ زدن وبالا اومدن اما حتی بهترین دوستات هم از حرفای همیشگیت خسته شدن و معلم و...هم از کم همتی تو خسته شدن وتو رو به حال خودت رها کردن ؛





اگه همه این افکار مثل یه کنه افتاده به جونت و خنتو میمکه واگه تو این افکار خودت زندونی شدی میخوام بهت بگم

آهای زندونی !!!
سرتو بالا بگیر ...اومدم ملاقاتی....نه کمپوت وآجیل آوردم...نه یه بغل خبر خوب از بیرون ...فقط چند دقیقه ای گوش دلتو لازم دارم واسه چند کلمه حرف حساب...
میخوام فارغ از اینکه کی هستی والان چه وضعیتی داری چند دقیقه ای سرتو از کیسه ی دغدغه هات بکشی بیرون وبایه نفس عمیق به حرفام گوش بدی...
اینایی که گفتم وضعیت من وتوه ...حقیقته...و نمیشه کتمانش کرد...نمیشه تاریخ واسه ما برگرده تا یه جور دیگه بیایم جلو...تا اینجای زندگی اشتباه رفتیم...اما همه ی این حسای تلخ رو یادآوری کردم که ...اول یادمون بیاد باید قبول کنیم شرایط فعلی رو..
اما حالا که ظرف حوصلت از کارای خودت سرریز شده میزنی به دل کوه وفریاد میزنی....کمکم کن....و بارها وبارها میشنوی کمکم کن...کمکم کن...کمکم کن...


و اونجاست که صدای کمکم کن خودت وقتی تو گوشت میپیچه به یاد میاری تنها کسی که میتونه به تو کمک کنه خوده تویی...بغضت میترکه وزانو میزنی و برای آخرین بار تصمیم میگیری که تغییر کنی...

رسیدی به این حقیقت که باید تغییر کنی???  اگه رسیدی باقیشو بخون...




میخوایم بریم یه سفر؛سفری که مقصدش رسیدن به یه استایل جدید از خودمونه...آره درست فهمیدی ...میخوایم بریم سفر تغییر ...اونم از جنس تغییر خودمون...باید وقتی برمیگردیم هیچ کس من وتو رو نشناسه...هرکسی تو عمق وجودش به رضایت از خودش نرسیده ومیخواد تغییر کنه قطار تغییر درحال حرکته...وقتی من وتو قصد سفر میکنیم یه عده زمزمشون وایسا حالا باهم شروع میکنیمه ؛اینا همونایی ان که هرروز تو گوشمون میگفتن از فردا خوب میخونیم...یه عده هم میگن اگه رفتی دیگه برنگرد اینها اونایی ان که چون ما از اونها پایین تر بودیم وجودمون بهشون اعتماد بنفس میداد بنابراین تحمل بهتر از اونا شدنمون رو ندارن...اما فارغ از همه این حرفها تو تصمیمت رو گرفتی ...

باخودت میگی: من چرا اینجوری باشم ساکتو برمیداری و میدویی سمت قطار...صدای لوکوموتیو وسوت قطار خبر از چندثانیه فرصت باقی مونده واسه سوارشدن میده...3...2....1...سفر آغاز میشه ؛


این سفریه فرصتیه که یه تبر برداریم و تیشه به ریشه ی عادتهایی بزنیم که روز وشب مارو رسوندن به این عذاب وجدان...مسافرای این قطار همه  رتبه برترهای آزمون ها ان شاید بجز تو.
اما تو ..تا قطار شروع میکنه به حرکت یه حس غربتی رو دلت سنگینی میکنه انگار از جنس همسفرات نیستی انگار خیلی باهاشون فرق داری ..این غربت انقدر رو دلت سنگینی میکنه که میخوای اولین ایستگاه پیاده شی و برگردی آخه چندنفری از سختیای راه میگن...اما یاد همه اون روزهایی که فقط با اشک منتظر گذشتنشون بودی میفتی ویه سیلی به خودت میزنی ومیگی نه یا میمیرم یا تغییر میکنمو برمیگردم...این غربت بهای سفر خودسازیه...




باتمام وجودت محو مسیر میشی ...برخلاف همیشه انگار همه چیز برات تازگی داره...خوشحالی پاتو مسیری گذاشتی که سالها فقط تو رویاهات آرزوشو داشتی...آره مسیر تغییر و میگم...

قطار اولین ایستگاه توقف میکنه ...ایستگاه ارتباطات ؛ تلویزیون؛ تلگرام ؛ اینترنت ؛تلفن و....طبق عادتهای قدیمی باهیجان میری سمت در اما انگار تو تنها کسی هستی که میخوای پیاده شی ...پس میفهمی این اولین عادت آدمهای موفقه که از بین تمام پیشنهاداتی که این دنیا بهشون میده تنها اونی رو انتخاب میکنن که در جهت هدفشونه و یه نفر به سمتت میاد ومیگه عزیزمن تو یه مسافری...یه مسافر اگه بخواد میخ چادرشو هرجایی سفت کنه از سفر جامیمونه...باید از این تعلقات رهابشی...
کم کم تاریکیه هوا به اوج خودش میرسه منتظر یه فرصت میگردی تا به بقیه بگی که اون تخته کنار پنجره واسه توئه و تو قراره روش بخوابی بالاخره طاقت نمیاری و میگی اما انگار تنها چیزی که واسه اینها مهم نیست خوابه یکی میگه من که هنوز توان دارم ادامه میدم اون یکی میگه دیگه 2-3ساعت خواب این حرفارونداره ...


ازخودت خجالت میکشی که تو تو تمام زمان درس خوندنت داشتی فکر میکردی کی 12میشه بخوابی دومین درس امروز روهم یاد میگیری اما چراغی که هنوز روشنه بهت میگه از این جماعت کم نیارو ادامه بده به خودت میگی این جماعت همه کارهاشون از فیلتر هدفشون میگذره اما در مورد من بالعکس بوده....

بعد از اینکه از خواب بیدار میشی یادت نمیاد کی از فرط خستگی روی کتاب ها خوابت برده برای اولین بار لبخند رضایت از تلاشت روی صورتت شکل میگیره .میری سراغ صبحانه میبینی بر خلاف شیطنت های تو انگار بقیه یه چیزی رو زمزمه میکنن...بله...تاریخ ادبیات ...دیگه حرصت درمیاد و داد میزنی که ای بابا دیگه 5 دقیقه صبحانه رو بذارین راحت و با آرامش بخوریم که یکی میگه آرامش ما تو اینه که بدونیم از لحظه لحظه زندگی واسه رسیدن به هدفمون استفاده میکنیم وتلاش میکنیم یه آن یه پتکی رو قلبت میخوره...

یادت میاد اون روزهایی رو که دیربیدار میشدی و بقیه روز هم میگذروندی تا از فردا اول صبح شروع کنی اما اینها حتی 5دقیقه...باخودت میگی این هم تغییر سوم...شروع میکنی به درس خوندنکه یه آن چشمت میخوره به


پاسخ برگ سیاه شده کنارت 400تست?چی? تغییر چهارم تست زیاد


بالاخره به ایستگاه آخر میرسی ایستگاه آزمون آره انگار تنها ایستگاهییه که همه پیاده میشن...آزمون اونی نمیشه که میخواستی وقتی میای بیرون نمیخوای دیگه ادامه بدی به سفر تغییرو همه حرکات خوبت رو زیر سوال میبری وبا خودت میگی نه...من .. نمیتونم موفق شم....درعین حال بقیه همسفراتو میبینی که چقدر خوشحالن با خودت میگی حتما خیلی خوب دادن اما وقتی دفترچه یکیشون رو میبینی و میگی توهم ...میگه آره سر جلسه فهمیدم که این مطالب رو سطحی فهمیدم باید بیشتر تست بزنم و کار کنم...خدای من!اونجایی که من داشتم تو سر خودم میزدم و میگفتم  که چرا یادم نمیاد اینا به چی فکر میکردن ! 
پس دوباره به قطار برمیگردی و میفهمی که این پایان کار نیست.


تو این سفر 40 روزه که اسمشو گذاشتم چله تغییر یعنی 40روز متفاوت زندگی کردن خیلی خسته ی سفر شدی اما انگار یه سمباده ای ذره ذره روحت رو صیقل داده و همه اون گرد وخاک های انگیزتو گرفته هرچی فکر میکنی تا حس و حال قبل از سفرت رو به یاد بیاری نمیتونی تو دیگه اون آدم نیستی...

چندنفری به استقبالت میان یکی گل بهت میده یکی شیرینی پخش میکنه یکی بهت تبریک میگه چند نفری با نگاههای حسادت آمیز تعقیبت میکنن یکی از دوستای واقعیت بغلت میکنه و میگه مرحبا به ارادت ..بین همه ی اینا یکی میاد جلو و میگه از تجربه سفرت برامون بگو و تو تو یه جمله خلاصه میکنی؛
ایجاد تغییرات بزرگ زندگی سخت وترسناک است اما میدانید ترسناک تر از آن چیست "حسرت"

گفتی حسرت به یاد داستان خرگوش و لاک پشت افتادم :(




هیچ وقت آواز قناری تکراری نمیشه پس نذاریم من وتو هم مدام تکرار شیم باهمون اشتباهات. همه میتونید این سفر 40 روزه ی چله تغییر روتجربه کنید فقط کافیه مثل من شروع کنید متفاوت زندگی کنید اونوقته که زبان حال خیلیامون میشه:

از امروز به بعد به گذشته ام نگاه میکنم لبخند زده و میگویم من توانستم به همه آنهایی که میگفتند نمیتوانی چیره شوم...



بچه ها امیدوارم که همگی دوتا فایل PDF سوال_ جواب که حاصل صدها ساعت کار دلسوزانه استاد افشار براتون بوده دانلود کرده باشین و بعد از مطالعه این متن زیبا با انگیزه ای مضاعف به استقبال دو تا فایل صوتی مشاوره ضبط شده از بخش سوال و جواب همایش های ماه های مهر و آبان استاد باشین.



به دلیل افزایش حجم سوالات شما و تنگی وقتی دکتر افشار در پاسخگویی کامل و دقیق و به هنگام تصمیم بر این شد بخش انتهای همایش ها با محتوای سوال و جواب آموزشی کنکوری ها هم ضبط کنیم؛ لطفا هر دو تا فایل استفاده کنید و جواب خیلی از سوالات مشابه خودتان بگیرین .

انشالله بازم مثل همیشه با استقبال دانلود خیلی خیلی بالا

بروز رسانی کانال تلگرام که هر روز انجام میشه،

اما بروز رسانی بعدی سایت حدود 5 آذر ((تولد ی آذر ماهی عزیز ))




همایش پرسش و پاسخ مشاوره ای استاد افشار (1)




دانلود پادکست پرسش و پاسخ کنکوریها از استاد افشار (2)





بدون اغراق اینجا ی ترین ویژه هست ؛ نه تبلیغ و آمار بازدید ، دانلود بالا و رتبه های برتر ....



اینجا رکورد دار پاسخ به سوالات مشاوره ای شماست و خدمات رسانی صادقانه در طول سالیان دراز توسط انسانی متعهد و دلسوز و با سخاوت بوده و هست .

هر دو بسته بانک سوال را دانلود کنید و با مطالعه آنها پاسخ خیلی از سوالات مشابه خودتان بگیرین_دو بسته فقط شامل کامنت های 2 ماه گذشته مهر و آبان :)



بانک و جواب سوال یک




بانک سوال و جواب دو






برای مشاهده کامل مقالات و فایل های صوتی مشاوره کنکور خصوصی مشاوره دکتر افشار لطفا" عضو شوید


براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :
  • 6731 نفر

برچسب ها

مطالب پیشنهادی ما

دیدگاه های شما

  1. محمد جواد می‌گه:

    سلام.من خیلی دوست دارم دائم درس بخونم ولی بدنم جواب نمیده .حتی از خواب شب هم ناراحتم.مثلا 16 ساعت که میخونم بدنم درد میگیره و چشام اذیت میشه.مریض هم که زیاد میشم که خیلی اعصابمو داغون کرده.نمیدونم چه کار کنم.لطفا راهنمایی کنید.

    پاسخ : سلام
    با خودت خلوت کن ... این بحث های 3 گانه همایش های این پست سایت خوب گوش کن و تصمیم ات بگیر که همت می کنی تا پس فردا انتخاب کنی و یا مجبورت میکنن انتخاب بشی

  2. فاطمه کنکوری می‌گه:

    سلام بر پدر انرژی مثبت کنکور

    تولدتون مبارک

    منم چله ام شروع شد

    منم سوار قطار شدممممم




    94.9.3

  3. کنکوری 95 می‌گه:

    سلام استاد
    به نظرشما تغییرازمون این وقته سال کاردرستی هست یانه؟
    قصد دارم ازاین به بعدازمون های قلمچی ثبت نام کنم

    پاسخ : سلام
    بذار از شروع ترم دو اینکار کن

  4. فرزاد می‌گه:

    با عرض سلام و خدا قوت خدمت شما استاد عزیز و زحمت کش .
    یک سوال مهم..
    اینکه وقتی یه سری تست رو میزنیم بعد یه مدت اصلا یادمون میره
    که چی بود و چجوری حل میشد و نکته اش چی بود؟
    یعنی اینکه تست ها رو اون لحظه درکش میکنی و باهاش اوکی
    اما مطمعنن دور بعد اون تستا یادت رفته
    حالا سوال اینجاست که ما چجوری تست زیاد بزنیم وفتی همین اندک تست ها
    اینقدر زود فراموش میشه ....؟
    ممنون

    پاسخ : سلام
    مشکل از دوره مرورهات هست فایل صوتی کارگاه حل تست پوششی از جدول بالای سایت گوش کن

    http://s3.picofile.com/file/8199649392/test_pusheshi_www_alirezael_ir.mp3.html

  5. Zahra می‌گه:

    سلاااام استاد خسته نباشین...
    استاد من ازمونای سنجش میرم بودجه بندیه ازمونا اصلا خوب نیس،عیبی نداره من با برنامهی ازمون پیش نرم؟؟مشکلی پیش نمیاد؟؟در عوض با برنامه خودم ب ازمونای بعد از عید کامل میرسم...

    پاسخ : سلام
    اگر برات مهم بود کاش از اول سنجش نمیرفتی
    حالا که رفتی چاره ای نیست بجز اینکه به کمک مشاور و شرایط فعلی خودت برنامه اش بومی سازی کنی

  6. الهام می‌گه:

    سلام استاد ...خسته نباشید ...تولدتونم خیلی خیلی مبارک ..
    اقای افشار بین درسا با فیزیک مشکل دارم ، با هرروشی میخونم جواب نمیگیرم انگار که صفر صفرم ... شما چه روشی پیشنهاد میکنید ؟چطوری باید این درس رو مطالعه کنم؟

    پاسخ : سلام
    ممنون از شما و همه بچه ها
    این گام ها گوش کن ... کامل و دقیق گفتم برای تقویت ریاضی فیزیک باید چ مراحلی بگذرانی

    http://s3.picofile.com/file/8195216176/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C_%D9%88_%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%DA%A9_%D8%AE%D9%88%D8%AF_%D8%B1%D8%A7_%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA_%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%9F_%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1_%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1.mp3.html

  7. سارا می‌گه:

    سلام استاد
    من درسای سال چهارومو تقریبا خوب شروع کردم ولی درسای پایه رو هنوز نه.الان نمیدونم از کجا باید پایه رو شروع کنم تعداددرسایی که نخوندم خیلیه.اگه میشه تو این زمینه راهنماییم کنین مثلا اینکه کدوم فصلا به هم مربوطن و باید پیش نیازاشو خوند
    ممنون بابت همایش فوق العاده تون تو گنبد..

    پاسخ : سلام
    فصول مرتبط پیش با پایه رو که بهتر بود همزمان و در کنار هم کار می کردی ...
    حالا که اینکار انجام ندادی بیا از یک برنامه ازمون مثل کانون برای پیشروی پایه پیروی کن ... دوره هاش ی قدری کمه ولی سرعت پیشروی و انتخاب درس منطقی داره ... آخر هفته هات که مدرسه کمرنگ تر میشه بیشتر بذار برای آنها

  8. سارا می‌گه:

    سلام آقای افشار من تو همایش گنبد کاووس شرکت کردم از اون موقع تا الان انرژی گرفتم و حسابی دارم میخونم ولی نمیدونم چه جوری خودمو به برنامه آزمونا برسونم آخه خیلی از درسارو هنوز شروع نکردم
    یکی از دبیرامون پیشنهاد داد تا بهمن قلمچی رو شرکت نکنم تا مباحث عقب موندمو جبران کنم .نظرتون چیه؟

    پاسخ : سلام خانم سارا
    منم خوشحالم که بین بچه های گنبد بودم
    بچه هاتون عالی بودن ... نشد همه فایلش ضبط کنم چون دستگار رکوردر من خراب هست فعلا و تا جایی که شد با گوشی موبایل گرفتم

    نظر من اینه برنامه های قلمچی به کمک مشاورت تغییر بدی ولی تا جایی که میشه با ازمون فاصله نگیری و با حداقل هاش بخوانی

    اگر خواستی اسمس بزن .. وقت تلفنی بدم که تماس بگیری راجبش حرف بزنیم با هم

    sms " وقت مشاوره " به خط خودم : 09358960503

  9. پسرگل می‌گه:

    سلام دکتر افشار

    میشه راجع به این جلسه های مشاوره ی تلفنی تون ی توضیح مختصر بدین؟! ممنون میشم.
    ایام به کام

    پاسخ : سلام
    تک جلسه 30 دقیقه وضعیت و مشکلات بهم میگی و در موردش حرف می زنیم

    مشاوره و برنامه ریزی ماهانه هم من هر سه روز برنامه میدم و هر روز پارامترهای کمی و کیفی مطالعه در همان روزت چک می کنم برات که مشاوره ماهیانه کنکور هرماهش 8 جلسه میشه حداقل

  10. 123456789م می‌گه:

    سلام
    عکس این بست خیلی جالبه!

    دقیقا مصداقه منه کاش هیچ امکاناتی نداشتم
    سر اینکه ی عالمه امکانات دارم کم سر کوفت نخوردم!
    کم تو سری نخوردم!
    جالبه خانوادم از ی مهمونی رفتنشون حاضر نیستن بگذرن اما فک میکنن چون به من بول میدن ک برم کلاس خصوصی باید رتبه برتر کنکور بشم!

    ته فرهنگیم ماها ..... هه!

    پاسخ : سلام

    تو بازم خودت باش
    شرایط هر جوری هست ... تو هم ماست نباش و از خودت حرکتی نشان بده

    تو کنکور دست رو دست بذاری ... مثل خوابیدن تو کولاک ... مردی

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

حمایت از همایش ها

مشاوره استاد افشار