close
تبلیغات در اینترنت
بهترین مشاور

برنامه ریزی تلفنی کنکور۹۹ .مشاوره تلفنی کنکور علیرضا افشار ـ مشاور تحصیلی استاد افشار.مشاور کنکور۹۹


گل دقیقه نود به کنکور ۹۹

صوت انگیزشی علیرضا افشار


سلام به همه عزیزان کنکور ۹۹ ؛ امیدوارم که در جهت آماده سازی خودتون برای کسب بهترین موفقیت ها در کنکور ، این روزها با قدرتی بیش از قبل در حال پیمودن مسیر مطالعاتی تون باشید و مطالب مشاوره ای سایت هم نهایت استفاده را کرده باشید ؛ خب در حدود زمانی هستیم که میشه گفت نزدیک شدیم به ۳ ماه پایانی کنکور۹۹ و میدونم در کنار همه راهکارها و اصول آکادمیک مشاوره تحصیلی بحث های انگیزشی هم اهمیت خیلی زیادی پیدا میکنه و همه منتظر هستید تا یک انگیزه عالی برای کنکور ۹۹ بگیرید و بهتر و بیشتر از قبل درس بخوانید .

اگر سنگی در کفش شما باشد چه عکس العملی دارید؟ هر قدم را با درد برمیدارید یا سنگ را از کفش در میاورید؟ افکار منفی  و ترس از موفق نشدن در کنکور دقیقا همان نقش همان سنگ را دارد همین حالا با تصویر سازی بدترین نتیجه و فکر به اینکه زندگی تمام نمیشود این سنگ را دور بیاندازید و اشتباهات مهلک در سال کنکور را تکرار نکنید.

از این تصویر در راستای بیخیالی و درس نخواندن استفاده نکنید تنها برای دور کردن انرژی منفی استفاده کنید و کولاک درس خواندن بدون ترس از نتیجه آخر کنکور ۹۹ است .

قدرت تلقین و انرژی مثبت را دست کم نگیرید

شاید داستان 11 کوهنورد را شنیده باشید که در  هیمالیا گرفتار شدند اما تنها یک نفر از آنها زنده ماند.وقتی از او پرسیدند چه اتفاقی افتاد که تنها تو نجات پیدا کردی گفت من هیچ مزیتی نسب به بقیه نداشتم تنها چشمانم را بستم و خود را در محیط گرم خانه و کنار خانواده ام تصور کردم و این تصویر انقدر واقعی بود که باورش کردم.

همه چیز با برداشتن اولین قدم شروع می‌شود.

برای بعضی از افراد اولین قدم، سخت‌ترین قسمت این پروسه است. برای بعضی‌دیگر هم ادامه مسیر و پایبند ماندن، دشوارتر است.

برداشتن گام‌های واقع‌گرایانه و قابل سنجش برای حرکت به جلو در مسیر مثبت ضروری می‌باشد.

وقتی نقطه عطفی حاصل می‌شود، موفقیت‌تان را تحسین کنید. جشن گرفتن پیروزی‌ها در طول مسیر، ماندن در ادامه راه را لذت‌بخش‌تر می‌نماید.

راحت‌‌ترین کار، کاری نکردن‌ست.

آن‌کس که همیشه‌ این پا و آن پا می‌کند، آن کس که همه‌روزه امروز و فردا می‌کند؛ هیچ‌وقت، به هیچ کجا نمی‌تواند برسد.

تا وقتی که دیگران
به جایِ تو فال می‌زنند
تا وقتی که دیگران
به جایِ تو بال می‌زنند
تو هیچ‌وقت، برنده نخواهی شد
تو هیچ‌وقت، پرنده نخواهی شد!

برای رتبه و رشته و دانشگاه درس نخوان و فقط به خودت بگو قراره سه ماه آخر کنکور ۹۹ با عشق و فقط برای قدرت نمایی خودم درس بخوانم .

کسی که برای رتبه درس بخوانه دیر یا زود درس رها میکنه

کسی که برای عشقش درس بخوانه هیچ وقت رها نمیکنه و همیشه در حال کاره و معامله نمیکنه

هیچ وقت نگو بخوانم چی میشه و چند میشه و چی میارم ( حرف متوسط ها )

بگو میخوانم که بشه همونی که دنبالش هستم ( حرف حرفه ای ها )

پس پشتکار داشته باش

اگر پشتکار در کنکور رو بخوام براتون معنی کنیم میتونم بگیم: مواجه شدن با ترس ها بدون اینکه تسلیم بشید
اغلب آدما قبل از موفقیت عقب میکشن ولی باید بدونیم که تو ‌دقیقه‌های اخر ممکنه بازی عوض بشه.

کلید راه اینه که دلسرد نشید و رو به جلو در حرکت باشید ، شاید سخت باشه اما مطمئن باش که ارزششو داره ؛قدر و ارزش هدفت بدون و ی قدری آینده های دور با داشتن این هدف را تصور کن که چه چیزهایی داری ؟

هروقت خواستی جا بزنی به این فکرکن که فقط یک قدم با هدفت فاصله داری،پس سریعتر از قبل پیش برو.

شاید جاده‌ی‌ موفقیت پر پیچ و خم باشه اما شک نکن پشت پیچ بعدی ، موفقیت چشم انتظارته.

هممون خوب بلدیم که «نابرده رنج،گنج میسر نمیشود» بهت اطمینان میدم گنجی که قراره بهش برسی ارزش هر رنجی رو داره فقط به خودت اعتماد داشته باش و دست از تلاش برندار.

 

مشاوره دوران جمعبندی کنکور۹۹ : آموزش کامل جمع بندی کنکور

معرفی منابع جمعبندی کنکور ۹۹

فایل صوتی استاد علیرضا افشار درمورد ماه های اخر کنکور و شرایط روحی داوطلبان کنکور99

 








گل دقیقه نود به کنکور ۹۹

کانال تلگرام کنکور 1400

مشاوره های رایگان دکتر علیرضا افشار را در فضای مجازی دنبال کنید


تلگرام علیرضا افشار

اینستاگرام علیرضا افشار

کانال تلگرام مشاوره کنکور ۹۹

کانال تلگرام برنامه ریزی کنکور ۹۹





کانال سوال جواب استاد افشار


https://t.me/soal_javab_ostad_afshar


کانال همایش ها و پادکست های استاد علیرضا افشار


https://t.me/hamayesh_Dr_Afshar


کانال اصلی انگیزشی_آموزشی مشاوره کنکور رایگان


https://t.me/Alirezaafsharofficial


کانال راه زندگی ( مشاوره غیر درسی ) استاد علیرضا افشار


https://t.me/javanmovafagh



کانال تلگرام کنکور 1400

همایش ویژه ی کنکوری ها . برنامه ریزی کنکور تلفنی

دو کوهنورد انگلیسی با نام های جو و سایمون به “پرو” سفر کردند تا یکی از بلندترین قله های آنجا را فتح کنند. آنها برای سه روز متمادی، درکنار هم از صخره های یخی بال رفتند. از میان بهمن و برف گذشتند. وقتی به بالای قله رسیدند، صورت هایشان از سرما کامل ترک برداشته بود، اما با این حال در درون خوشحال بودند. اما این شادی زیاد دوام نیاورد. چون همان روز در مسیر برگشت، پای جو  شکست. یکی از پاهای وی از زانو در رفت. حال تصور کن که در آن ارتفاع، زیر بوران برف، چه خطری جان وی را تهدید می کرد. درد پای شکسته، کل وجودش را پر کرده بود و امانش نمی داد. اما چاره ای نبود. سایمون تصمیم گرفت که وی را با طناب به خود ببندد و از کوه پایین بیاورد.

سایمون وی را با طناب به خود می بست. بعد در جایی سفت و محکم می نشست و جو را به سمت پایین می لغزاند. جو که قادر به راه رفتن نبود، از روی صخره ی یخی سر می خورد و به پایین می رفت تا به جای محکمی می رسید و می توانست خود را نگه دارد. سپس سایمون به سمت پایین می رفت و دوباره این مراحل تکرار می شد تا جایی که جو به سمت پایین سر می خورد، زیر پایش خالی شد و زیر یک صخره در هوا معلق ماند. جو با پای شکسته و بسته به طناب از صخره ای یخی آویزان ماند!

سایمون که آن طرف طناب را گرفته متوجه می شود که طناب یکدفعه خیلی سنگینتر شده است. جو آن پایین آویزان مانده و زیر فشار برف و بوران صدایش به سایمون نمی رسد. جو سعی می کند روی طناب گره هایی بزند وخود را بال بکشد. اما دستانش یخ زده و قادر به انجام این کار نیست. سایمون حدود یک ساعت صبر می کند، اما هیچ اتفاقی نمی افتد. پس از مدتی تفکر و تامل به این نتیجه می رسد که احتمال جو از دست رفته است. وی چاره ای نمی بیند جز آنکه خودش را نجات دهد. پس چاقو را از جیبش درمی آورد و طناب را می برد!

همان طنابی که جان دوستش به آن گره خورده بود. جو ناگهان به سمت پایین پرتاب می شود و در یک حفره عمیق می افتد. یک حفره شبیه چاهی پیچ درپیچ در دل کوه پوشیده از برف و یخ. تا آنکه به کف می خورد و نقش بر زمین می شود. پس از مدتی بیهوشی چشمان خود را باز می کند وخود را محصور در برف و قندیل های یخی می یابد. اول سعی می کند که از دیوارهای یخی بال برود اما مرتبا زمین می خورد. پای شکسته اش امانش را بریده است. بدنش آب زیادی از دست داده و تشنگی به وی فشار می آورد. اما نه راه پس دارد ونه راه پیش. تصمیم می گیرد طناب را پایین بکشد.

فکر می کند که شاید انتهای دیگر طناب هنوز به سایمون وصل است که از بالای صخره به پایین پرت شده است. طناب را به پایین می کشد و وقتی به انتهای آن می رسد می بیند که بریده شده!!!. حتی دوست وی نیز طنابش را قطع کرده است. جو به این نتیجه می رسد که این پایان ماجراست و راه فراری ندارد. مرگ در چند قدمی وی است. نه غذایی دارد و نه آبی. دوستش نیز رفته است و وی در ارتفاع چند صد کیلومتری زمین، داخل یک حفره به تنهایی رها شده است. اگر وی در آن حفره بمیرد به احتمال زیاد هیچ کس حتی جسد وی را نیز نخواهد یافت.

از آن طرف، سایمون با هر مشقتی شده به تنهایی از کوه پایین می آید. وقتی به چادرشان می رسد رفیق دیگرخود را می بیند. از سایمون می پرسد پس جو کجاست؟سایمون می گوید که اتفاق بدی در کوهستان رخ داده و جو مرده است. و به احتمال زیاد حتی به دست خودسایمون مرده است! جو پس از چند ساعت غلت زدن در عمق ناامیدی، عصبانی و خشمگین می شود. کنترل خود را از دست می دهد. شروع به مشت زدن به دیوار می کند. نعره ای می کشد. فحش های رکیک می دهد. دیگر هیچ چیز نمی تواند وی را آرام کند. مرگ در چند قدمی وی است.

پس از آنکه کمی خشمش فرو می نشیند، متوجه می شود که حفره عمیقتر از آنی است که فکرش را می کرده. هنوز پایین تر نیز می توان رفت. پایین رفتن از آن حفره می تواند به این معنا باشد که جو خودش را در عمقی بیشتر مدفون سازد. اما می داند که راه حل دیگری ندارد. پس به خودش یادآوری می کند که بزرگترین اشتباه، تصمیم بد گرفتن نیست. بلکه آن است که اصل هیچ تصمیمی نگیری! پس شروع به پایین رفتن در آن حفره می کند.برای ساعت ها پایین و پایین تر می رود. دنبال حفره ای می گردد که وی را پایین تر ببرد. مسافت زیادی را پایین می رود تا نهایتا به یک تونل می رسد. وقتی به انتهای تونل نگاه می کند، می بیند که نوری به داخل می تابد. با هر زحمتی شده خود را بال می کشد تا به دهانه ی غار برسد و آنجاست که ناگهان چشمش به خورشید می افتد! وی در دل کوه آن قدر پایین رفته بود که به طور اتفاقی سر از یک غار در آورده بود. غاری که روزنه ای به بیرون داشت، روزنه ای به زندگی! اما این پایان ماجرا نیست!

وی بدون داشتن یک پا، در حالیکه از گرسنگی و تشنگی فریاد می کند، باید از کوه پایین بیاید. این کار 3 روز طول می کشد. وی مجبور می شود که پای شکسته خودش را ببندد تا لق نزند. خودش مثل یک لاک پشت از بین صخره ها و سنگ ها غلت می زند تا نهایتا به پایین کوه می رساند. وقتی به پایین دره می رسد در اثر فریادهای وی سایمون و دوست دیگرش وی را پیدا میکنند و او را نجات می دهند. او حالا انگار تولدی دوباره یافته است.

ماجرای جو یک ماجرای استثنایی اما قابل باور از قدرت اراده ی انسان در مواجهه با شرایط سخت است.
اگر حتی قرار است بمیرید (که احتمال آن تقریبا صفر است) باز هم بهتر است که در حال مبارزه بمیرید!


دانلود کنید ...

همایش مشاوره ای کنکور 

سخنران :  علیرضا افشار مشاور تحصیلی 


همایش ویژه ی کنکوری ها . برنامه ریزی کنکور تلفنی