ناحیه کاربری

نام کاربری :
رمز عبور :
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار سایت

    آمار مطالب
    کل مطالب : 486
    کل نظرات : 27216
    آمار کاربران
    افراد آنلاین : 10
    تعداد اعضا : 11759

    کاربران آنلاین

    آمار بازدید
    بازدید امروز : 1,078
    باردید دیروز : 3,051
    گوگل امروز : 43
    گوگل دیروز : 174
    بازدید هفته : 9,218
    بازدید ماه : 57,458
    بازدید سال : 359,100
    بازدید کلی : 10,113,734

خبرنامه

    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت مشاوره کنکور رایگان عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود


مشاور کنکور همراه







این داستان درمورد اولین دیدار امت فاکس (Emmet Fox)، نویسنده و فیلسوف معاصر (اهل ایرلند)، ‌از (کشور) آمریکا است، هنگامی که برای نخستین بار به رستوران سلف سرویس رفت. وی که تا آن زمان هرگز به چنین رستورانی نرفته بود، در گوشه ای به انتظار نشست، با این نیت که از او پذیرایی شود. اما هرچه لحظات بیشتری سپری می شد، ناشکیبایی او از اینکه می دید پیشخدمت ها کوچک ترین توجهی به او ندارند، شدت گرفت. از همه بدتر اینکه مشاهده می کرد کسانی که پس از او وارد شده بودند، در مقابل بشقاب های پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند. وی با ناراحتی به مردی که بر سر میز مجاور نشسته بود، نزدیک شد و گفت: من حدود بیست دقیقه است که در ایجا نشسته ام بدون آنکه کسی کوچک ترین توجهی به من نشان دهد. حالا می بینم شما که پنج دقیقه پیش وارد شدید، با بشقابی پر از غذا در مقابل من، اینجا نشسته اید! موضوع چیست؟ مردم این کشور چگونه پذیرایی می شوند؟


مرد با تعجب گفت: اینجا سلف سرویس است، سپس به قسمت انتهایی رستوران، جایی که غذاها به مقدار فراوان چیده شده بود، اشاره کرد و ادامه داد به آنجا بروید، یک سینی بردارید هر چه می خواهید انتخاب کنید، پول آنرا بپردازید، بعد اینجا بنشینید و آن را میل کنید! امت فاکس که قدری احساس حماقت می کرد، دستورات مرد را پی گرفت، اما وقتی غذا را روی میز گذاشت، ناگهان به ذهنش رسید که زندگی هم مانند سلف سرویس است. همه نوع رخدادها، فرصت ها، موقعیت ها، شادی ها، سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد، درحالی که اغلب ما بی حرکت به صندلی خود چسبیده ایم و آن چنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم از اینکه چرا او سهم بیشتری دارد که هرگز به ذهنمان نمی رسد خیلی ساده از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است، سپس آنچه می خواهیم برگزینیم. وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، به دلیل آن است که شما هم چیز زیادی از او نخواسته‌اید




دانلود کنید ....


همایش 5 مهر اصفهان 


سخنران : دکتر علیرضا افشار مشاور تحصیلی و کنکور با بیش از 10 سال سابقه 

انقدر زمان زندگیتونو داغون نکنید !


روزی میرسه که تنها آرزوت اینه که ای کاش زمان بیشتری داشتی!





به همه ی ما یه زمان مشخصی داده شده تا زندگی رو تجربه کنیم


تا رویاهامونو به حقیقت تبدیل کنیم و سرنوشتمون رو بسازیم



اما حواسمون نیست که زمان زندگی ما فقط میتونه از امروز به بعد کوچکتر بشه!


تو نمیتونی از زمان بخری یا رشد بدی!یا حتی تقاضا کنی!


فقط میتونی از دست بدی !



قدر زمان رو بدونیم !


(موضوع فایل زیر)






دانلود کنید ....

سخنران : دکتر علیرضا افشار

حمایت از همایش ها

مشاوره استاد افشار