close
دانلود فیلم
کنکور 96

ناحیه کاربری

نام کاربری :
رمز عبور :
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *کد امنیتیبارگزاری مجدد

دسترسی سریع

عضویت در کانال

آمار سایت

    آمار مطالب
    کل مطالب : 429
    کل نظرات : 26710
    آمار کاربران
    افراد آنلاین : 12
    تعداد اعضا : 10746

    کاربران آنلاین

    آمار بازدید
    بازدید امروز : 4,274
    باردید دیروز : 6,366
    گوگل امروز : 226
    گوگل دیروز : 604
    بازدید هفته : 10,640
    بازدید ماه : 168,425
    بازدید سال : 1,347,655
    بازدید کلی : 8,472,766

خبرنامه

    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود


مشاور کنکور همراه

آم
فارغ التحصیل دانشگاه


فالِتْ بگیرُم عزیزُم؟ من از اون الکیاش نیستُما من به چشمات نگاه میکنُم هرچی تو دلت میگذره میگمُ...
این صدای فالگیر بود  وقتی که رو صندلیِ پارک نشسته بودمو به زمین  چشم دوخته بودم نگاهمُ به سمت خودش برگردوند.
لبخندی زدو گفت:
خیلی تو خودتی عزیزُم!! ها دَوای دردِت پیش مُنه. کفِ دستتْ ببینُم؟
گفتم هییییبع.... باشه بگو
پس شروع کرد:


این روزا خیلی توخودتی  نه حال حرف زدن داریُ نه طاقت سکوت،

نه اهل گله وشکایتی نه رضایی به وضعیت این روزات...
یوقتایی انقدر همه فکرا بهت هجوم میاره که دوست داری از خودت فرار کنی...
گاهی وقتا از زندگی ای  که هنوز هیچ راه و مقصدش رو پیدا  نکرده میری سمت بیراهه...
یوقتایی دل دل میکنی که دل بدی به این دل که دم از نرسیدن میزنه...
یوقتایی غرق میشی تو فکرهایی که رسیدن به این هدف شاید انقدرها هم زمان نمیخواستن !!!


این فکرایی که شب و روز داری باهاشون دست وپنجه نرم میکنی عین پیچکایِ سر به آسمون گذاشته دور وبرت رو محاصره کرده، عین خوره افتاده به جونتُ داره ذره ذره تو رو از روزات می دزده... روزایی که عین برق و باد میگذرن وتو هنوز زیر این فکرا مدفونی ...

میخوام برای یکبارم که شده لحظه‌ای به خودت مجال بدی با یه نفسِ عمیقِ ازتهِ دل، با یه شونه یِ سبک، با یه چشمِ پر ذوق  به حرفام دل بدی...


عزیزِ روزهای بیقراری گاه گاهی بیگاه شو، مثل شاپرکی که به هیچ جا تعلق نداره، بیگاه شو تا نه بعد و نه قبل از زمان پرتاب شی، تا باد، این بادِ ولگرد تو رو به هر خاطره ای  پرتاب نکنه ... وقتی پای بندِ حال شدی به عمق وجودت نگاه کن، همونجایی که هیچ صدایی نیست که سرزنشت کنه، هیچ کسی نیست که باهاش مقایسه بشی، هیچ زمانی نیست که سن وسال  برات تعیین کنه، هیچ خط کشی نیست که دیر رسیدن وزود رسیدن رو مشخص کنه، هیچ معیاری نیست که اشتباهاتتو بسنجه، همونجایی که فقط تویی و تو که تعیین میکنی

 ""چقدر عاشقی هدفت رو؟!""
و بازهم عشق!!


روزگارِ غریبیست نازنینم ،عشق را در دلْ میکارندُ معشوقْ را فرسنگ ها دورتر...


اما میانِ این بودونبودْ خط فاصله ایست به سختیِ چسب شدن به این اکنون... به پیمودن راه های نرفته و تست‌هایی درو نشده، به بلندی ساعتهای بیداری نکشیده نیمه شب... به زیباییِ ذوقی همچون ذوقِ سحرگاهیِ بنفشه هایی که به مرزِ شکفتنْ رسیده اند...

عزیزمن! شاید تو یادت نیست اما من خوب بخاطر دارم تو همانی هستی که برایِ نوشتنِ جمله ی(بابا آب داد) چه خط ها که با انگشتان کوچک سرخ شده ات مشق کردی تا هرروز به قدر یک روز دیگر بزرگترشدن بهتر بنویسی...
آن داسِ پیرمردِ مهربانِ مزرعه را که در میانه ی داستان های پترس ودهقان فداکار همانند نیمه ی ماه خودنمایی میکرد را به یاد داری؟ بردار، بردار و هرس کن این پیچک های مزاحم را....

"""گذر کن این گذشته را...چرا که پرَیدن برُیدن میخواهد... """



کنکور مجدد تجربی




من یقین دارم هنوز به حرمت قهرمان کودکی ات همان جودی آبُتِ کله شق و دوست داشتنی تکرار میکنی ومشق میکنی  زمزمه هایی را که او از پسِ هرشکستش با خود تکرار میکرد:
""قول میدم دیگه شکایت نکنم، آخه الان فهمیدم تو یه شخصیت واقعی هستی وهمینطور قول میدم تورو با سوالهای بیشتر اذیتت نکنم... متأسفم اگه ناامیدی اما من اصلا اهمیتی نمیدم، چون من، من باید از این به بعد خیلی عالی و شاد باشم""
فالگیر وقتی به اینجای حرفاش رسید در حالی که اشکهای صورتش رو با دستایی که تو دستای من بود پاک میکرد رو به من کرد و گفت:
"نه از آیندت گفتم که چی قراره بشه ونه از گذشته هات که چی شده، چرا که اگر خودم امروزهام رو زندگی میگردم الان با لباس و لهجه یِ یه فالگیر تلخ ترین تجربه هامو تو کف دست کنکوریایی که میان اینجا نمیدونم تا عاشقانه نصیحتشون کنم که برن اون راهی رو که من هیچ وقت تا آخر نرفتم"


فقط یادت باشه عزیزم به قول بزرگی که میگفت :

"اقتدار هر عملی در نقطه ی شروع آن عمل است"
پس دوباره شروع کن اما اینبار مقتدر تر وثابت قدم تر از همیشه.

اینارو گفتُ با صدای فال بگیرُم، فال. ازم دور شد....





زنــگ همایــش





بررسی دلایل جذب فارغ التحصیلان دانشگاه ها به شرکت در کنکور مجدد


چرا اغلب فارغ التحصیلان مجددا" کنکور رشته تجربی را انتخاب می کنند ؟


احتمال موفقیت در رشته های پزشکی/دندانپزشکی و داروسازی چقدر است ؟


با وجود اشتغال ، زندگی متاهلی و ... چگونه در کنکور موفق شویم ؟


ساز و کار شروع از صفر برای کنکوریهایی که سال ها با درس فاصله گرفته اند چگونه است ؟





چگونه بعد از چند سال فاصله از کنکور امسال موفق بشم ؟

دانلود جلسه کنکوریهای با سابقه





مشاور_تحصیلی




بررسي ريسك کنکور مجدد !!

ارزشش داره براي یک رشته خاص چندمين بار پشت كنكور بمانيم ؟

تفکر دانشجو شدن تنها راه فرار از اعزام به خدمت

آيا ميشه همزمان با دانشگاه براي كنكور٩٦ مطالعه خوب داشت ؟

از آن دسته داوطلباني هستيد كه رتبه خوبي ندارين و براي رفتن به دانشگاه اكراه دارين ؟

چند درصد دانشجويان دانشگاه هاي ضعيف در كنكور ارشد به موفقيت چشم گيري رسيدند ؟

ترس از موفق نشدن و فرسايشي شدن كنكور_٩٦ داری ؟!!





لینک دانلود همایش چگونه

رتبه های 5 رقمی را به کمال برسانیم








همه همایش های مشاوره ای علمی،با کیفیت و بدون تبلیغات می باشد


شرایط برگزاری همایش موفقیت تحصیلی و کنکور در شهر شما مصادف با آغاز سال تحصیلی جدید





بیا با هم یک بارم که شده رو راست باشیم !


یک بار برای همیشه تکلیف خودت رو با خودت روشن کن که اگه واقعا می خوای تو
زندگیت تغییر ایجاد کنی، باید شروع کنی... همین حالا هم باید شروع کنی...

برای همه ما بارها و بارها پیش اومده که برای انجام یک کار بزرگ تصمیم گرفته ایم و با
خودمون گفته ایم که از همین فردا شروع می کنم و فردا که رسیده مسأله ای پیش
 اومده و خیلی راحت خودمون رو توجیه کردیم که خوب امروز که نمیشه پس فردا دیگه حتما
شروع می کنم و باز فردا و فرداها تا اینکه یک دفعه چشم باز کردیم و دیدیم که دیگه دیر شده و ما
هنوز به دنبال فردایی هستیم که شروع کنیم.


امروز دوباره به پایان خود رسید ومن باز هم در سررسید مشکی روی میز به دنبال ساعتهای مفیدم میگردم ۷یا ۸یا شاید هم ۹ ساعت
آه خدای من چقدر وقت تلف کردم اگر حساب کنم میتوانستم ۵ ساعت دیگر هم..اما نه
سررسید را می بندم وبه سوی اشپزخانه می دوم حالا دیگر نوبت مادرم است...
آبی که روی لباسم پاشیده همچون اسبی وحشی من را ازخیال او به پیش ظرف های کثیف میکشاند
فورا پیش بند را باز میکنم و روی کاناپه رها میشوم ،چشمانم را میبندم دوباره او را

میبینم با خشم به سمت میزم هجوم میبرم وکتاب دم دستم را با تنفر بازمیکنم وبا بی حوصلگی

ورق میزنم به دهمین صفحه که میرسم به سمت تختم خیز برمیدارم

چشمانم را که دوباره می بندم
با تمام وجودم حسش میکنم قطرات اشک صورتم را پر کرده است
چرا دست از سرم برنمی دارد؟؟؟ سریع برمی خیزم وپشت میز مینشینم
به کتابهایم خیره میشوم خدایا من که میدانم با این اوضاع افتضاح رسیدن به او غیرممکن،

یک لحظه تمام وجودم پراز او وحس مالکیت  او شد

سرم را روی کتاب ها گذاشتم به او گفتم تو مال منی فقط من وباعجله دیفرانسیل را

برداشتم وشروع کردم

عقربه های ساعت ۵ صبح را نشان می دادند
ازپشت میز برخاستم حالا دیگر در سررسید من آن ۵ ساعت هم تیک خوردند






گاهی بهتر است به جای جستجو در کلام دیگران به خودم رجوع کنم ..
گاهی بهتره خودم انگیزه رو از درونم شعله ور کنم..
سلام خودم
سلام رویای کودکی هایم .
چقدر منتطر لحظه ای بودم که تورا از اعماق رویاهایم واز صندوقچه ی آرزو ها بیرون بیاورم.
چقدر منتظر آمدن سن 18سالگی وکنکور و در نهایت به تو رسیدن وخلاصه شدن هویتم

در دو کلمه بودم

خانم دکتر
چقدر سعی میکردم با بهترین خط روی کاغذ رنگی صورتی رنگ بنویسم مطب خانم دکتر
و پشت در اتاقم نصب کنم.
به قول دکتر علیرضا افشار چقدر بچه که بودیم جسورتر بودیم .
جسارت به تصویر کشیدن رویاهایم بدون ترس ..
جسارت زندگی کردن بارویاهایم بدون دل نگرانی از آینده..
چی شده حالا که وقت به پاخاستن در
 جهت همون رویای شیرین کودکیه خسته ای؟
مگه این همون چیزی نیست که منتظرش بودی ؟
مگه دنبال این فرصت نبودی؟
بهترین زمان تحقق رویایی که مال خود خودته...
بهترین زمان حرکت تو مسیری که فصل جدیدی از زندگیت رو رقم میزنه.
پس چرا نشستی؟
به همین زودی جازدی ؟
فراموش کردی تو اشرف مخلوقاتی؟
فقط 50 روز اراده کن واسه بهترین خودت بودن کارای دو انجام بده که تا به حال از

خودت ندیدی طوری باش که به خودت بگی این منم ؟ !






یک لحظه روی خط زمان وایسا و نقطه هایی که قراره بعد از جاییکه وایستادی تشکیل

بشه رو قطع کن.الان زمانی هست که باید برگردی عقب و قشنگ نگاه کنی

اولش رو یادت بیار

که می خواستی با یه هدف شروع کنی اما همیشه این سوال

مسخره تو ذهنت بود که اگه نتونم برسم یا من ضعیف هیچ وقت توانایی

پیشرفت ندارم اخه واسه چی باید شروع کنم و خیلی سوالای دیگه

ولی چیزی که حداقل واسه من مهم بود این بود که حتی اگه سردر گم بودم و

هدفم رو گم میکردم نیاید از آینده میترسیدم چون چیزی که هنوز نیومده رو میشه

جلوشو گرفت و اینکه ترسیدن شروعی برای انجام کارای اشتباهی هست که قراره بکنیم.


پس هیچوقت نترس.خدایا شکرت که کمکم کردی تا الان نترسم .خدایا ممنون که ادمایی

رو سر راهم قرار دادی که چشم خدا دارند.

یعنی وقتیکه تو خودتو توی تاریکی وجودت

گم میکنی و قراره ترس بهت حاکم شه این ادما رنگ های قشنگی

رو توی اون تاریکی میبینند و بهت کمک میکنند تا اون رنگ هارو

روشن تر کنی و بتونی از قابلیت هات استفاده کنی.


دیوارهای بلند را نساخته اند تا مانع رسیدن ما به رویاهایمان شوند. دیوارها را ساخته اند

تا با سخت کوشی و عبور از آنها، به خود و دیگران نشان دهیم که رویاهایمان چقدر برایمان

مهم هستند. دیوارها مانع ما نیستند. دیوارها وجود دارند تا مانع کسانی شوند که به اندازه ی ما، رویاهایشان را دیوانه وار دنبال نمیکنند.



باید خواستنی ها در عمل خلاصه کرد







همایش هفته اول خرداد امسال
استــاد علیرضا افشار


انگیزشی_آموزشی







تعین وقت مشاوره تحصیلی تلفنی با استاد افشار
اختصاص زمان 30 دقیقه ای مشاوره، پرسش و پاسخ و رفع مشکلات تحصیلی شما
ویژه ایام جمع بندی کنکور ۹۵ و شروع پرقدرت کنکور ۹۶.

عبارت وقت مشاوره تلفنی بفرستین به :

۰۹۳۵۸۹۶۰۵۰۳

حمایت از همایش ها

مشاوره استاد افشار

از مرکز مشاوره کنکور استاد علیرضا افشار حمایت کنید
به ما امتیاز دهید