close
دانلود فیلم
مشاوره نیکخو یا افشار ؟

ناحیه کاربری

نام کاربری :
رمز عبور :
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *کد امنیتیبارگزاری مجدد

دسترسی سریع

عضویت در کانال

آمار سایت

    آمار مطالب
    کل مطالب : 434
    کل نظرات : 26712
    آمار کاربران
    افراد آنلاین : 7
    تعداد اعضا : 11333

    کاربران آنلاین

    آمار بازدید
    بازدید امروز : 2,421
    باردید دیروز : 5,915
    گوگل امروز : 101
    گوگل دیروز : 455
    بازدید هفته : 25,433
    بازدید ماه : 81,161
    بازدید سال : 2,277,621
    بازدید کلی : 9,402,732

خبرنامه

    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود


مشاور کنکور همراه

آم

سلام به دوستان عزیزم؛آیا تا به حال به این موضوع فکر کردین که قرار نیست که هنگام کنکور یا هنگام بیماری یا تنگدستی به یاد خدا بیفتیم ؟



  خدا برای همه ی زندگی ما، قانون و نفشه داده است .اگر ما به آیین نامه ی خدا عمل کنیم آرامش آن نصیب همه ی ما خواهد شد. همه ی زندگی ما کنکور و امتحان است .مگر ازدواج، انتخاب دوست و کار کنکور نیست ؟ مگر کسانی که مبتلا به طلاق شده اند در کنکور زندگی شکست نخورده اند ؟مگر کسانی که دائم شغل شان را عوض می کنند در کنکور کار شکست نخورده اند ؟

اگر ما می خواهیم مسائل زندگی مان را به بندگی تبدیل کنیم سه تا سوال راجع به آنها از منابع دینی بپرسیم : چیستی ، چرایی و چگونگی .ماهیت ،فلسفه و راه کار آنرا بپرسیم .اگر قرار است که کنکور ما بر اساس مسیر دین و بندگی باشد باید ببینیم که کنکور چیست .کنکور یک امتحان است. آیا مطالبی که من خوانده ام قابلیت این را دارد که من را وارد مرحله ی بعدی که دانشگاه است بکند. آیا شما به جوانان مجرد مطالبی را گفته اید که وارد کنکور متاهلی بشوند ؟ آیا آموزه های ما برای حاجی شدن حجاج کافی بوده است ؟پس چیستی کنکور، امتحان است . حالا چرا باید کنکور باشد؟ زیرا تا کنکور نباشد همه خودشان را قبول می کنند و تا امتحان نباشد فرقی بین قبول و مشروط وجود ندارد. معمولا ما در مسائل خودمان را بر حق می دانیم ولی وقتی محکی به میان می آید متوجه کمبودهای مان می شویم .خدا جهاد را قرار داده است تا مجاهد ازغیر مجاهد تشخیص داده بشود، کنکور ابتلاء گذاشته شده است تا صابر از غیر صابر مشخص بشود. در این کنکور یک عده اهل شکایت می شوند وعده ای صابر و عده ای شاکر می شوند. مثلا نقصی در اموال پیش می آید تا ظرفیت انسان مشخص بشود . حالا چگونه باید این کنکور را بخوانیم؟ یکی از مراحل آن خواندن درست درس ها است مثل مطالعه ی عمومی، خلاصه برداری، تست زنی، مباحثه، مرور خلاصه ها، فرمول بندی خلاصه ها  و مرحله ی عمده ی دیگر نیت خانواده و بچه ها است.بیشتر بچه ها بخاطر پدر ومادرهایشان برای کنکور استرس دارند . پدرو مادرها باید بگویند : خدایا رتبه ی بچه ی ما در محضر تو مهم است ، نیت بچه ی ما مهم است ، روحیه خدمت داشته باشد چه در رشته ی پزشکی یا مهندسی یا انسانی یا هنری. ما نباید به بچه مان بگوییم که باید در فلان رشته قبول بشوی زیرا این باعث استرس      می شود و این دستور دین ما نیست .شاید بچه ی شما ظرفیت آن رشته را ندارد .من دعا می کنم که تمام بچه هایی که نیت خدمت کردن را دارند در کنکور قبول بشوند. ما می خواهیم در کنار درس خواندن نیت های مان را درست کنیم. اعمال ما به نیت ماست. توصیه ی دین این است که ما در سحر درس بخوانیم. ما باید در این زمان خوراک مقوی داشته باشیم و ساعات خواب منظم داشته باشیم ،تلاوت قرآن داشته باشیم ،حتما نمازمان را اول وقت بخوانیم ،هنگام رفتن به امتحان ،چهار قل و آیت الکرسی را بخوانیم ،صدقه بدهیم و بگوییم :خدایا فهم ما را زیاد کن. در آخر ما نتیجه را به خدا واگذار می کنیم که اگر قبول نشدیم حتما حکمتی داشته است. اگر نیت ما درست باشد حتی اگز نتیجه هم به دلخواه نباشد ما ناراحت نیستم .شما در کنکور تلاش تان را بکنید و خدا نتیجه اش را به شما می دهد.

فرمول بعدی این است که از خودمان بپرسیم محدودیت(قانونمندی)عادلانه است یا محرومیت .عقل می گوید که خودت را در خوردن آب محدود بکن تا محروم از سلامتی نشوی ،هر آبی را نخور، آب سالم بخور وهر غذایی را نخور. ما درعرصه ی زندگی مان این محدودیت ها را قبول کرده ایم . مثلا کسانی که مشکل قند یا چربی خون دارند، قبول کرده اند که بعضی از غذاها برایشان خوب نیست زیرا سلامتی شان به خطر می افتد و از  آنها پرهیز می کنند. در سیستم رانندگی همه ی ما محدویت سرعت و خوب رانندگی کردن را قبول کرده ایم تا از سلامتی محروم نشویم، در سیستم دانشگاه هم این محدودیت ها را قبول می کنیم تا از اداره ی تحصیل محروم نشویم، در سیستم سیاسی احزاب هم محدودیت ها را قبول کرده ایم. عقل ما می گوید که محدودیت های قانون را قبول کن تا از بهره ی آن محروم نشوی .تبدیل زندگی به بندگی یعنی من قانون هایی که خدا برایم گذاشته است را قبول می کنم تا از وعده های خدا محروم نشوم .ما محدودیت هایی که دست ساز بشر است را قبول می کنیم بنابراین باید محدودیتی که دست ساز خدا است را هم قبول کنیم. کنکوری ها محدودیت هایی دارند مثلا نمی توانند با خودکار بنویسند یا با خودشان موبایل ببرند یا باید سرموقع بروند و این محدودیت را سازمان سنجش گذاشته است و هیچ کس نمی پرسد که چرا باید سر ساعت هشت در سالن ها بسته بشود ولی ما می پرسیم که چرا باید نماز صبح را قبل از طلوع سپیده ی فجر بخوانیم .اگر ما خلافی بکنیم عذرخواهی می کنیم و اعتراض نمی کنیم . پس ما به قانون پلیس اعتماد داریم . اگر ما این اعتماد را به خدا داشته باشیم کمتر اعتراض می کنیم و می پذیرم که خطا کرده ایم و عذرخواهی می کنیم .

ما محدودیت های الهی را رعایت نمی کنیم و هوس وعده های الهی را هم داریم و می خواهیم که تا خدا را خواندیم، خدا ما را اجابت کند. اربابی به رعیت خودش گفت که امسال گندم نکار و بجای آن جو بکار .بعد از مدتی ارباب دید که رعیت گندم کاشته است و به او اعتراض کرد .رعیت گفت : من گندم کاشته ام و دعا می کنم که جو در بیاید. ارباب تعجب کرد و خندید. رعیت گفت : من می بینم که توحرام می خوری و دروغ می گویی و قانون خدا را راعایت نمی کنی ولی دعا می کنی که به بهشت بروی، اگر با این کارها تو به بهشت بروی ، با دعا، از این گندم ها هم جو بوجود می آید. اگر شما قانون اسلام را در زندگی پیاده بکنید بنده می شوید.حضرت یوسف برای احترام به پدرش دیر از اسب پیاده شد، خدا نسل او را از پیامبری محروم کرد. پیامبران بعد از یوسف از نسل بنیامین است. خدا با کسی تعارف ندارد .اگر ما محدودیت ها را بپذیریم زندگی مان به بندگی تبدیل می شود.پس ما نباید فقط موقع امتحانات و کنکور نماز بخوانیم و دعا بخوانیم. ما عهد بسته ایم که بنده ی خدا باشیم و خدا هم ما را اجابت کند ولی ما به عهدمان عمل نکردیم و نتیجه اش این است که دعای مان اجابت نمی شود. نتیجه ی دست زدن به سیم لخت برق،برق گرفتگی است .اگر کسی این کار را انجام بدهد نتیجه ی کار خودش است. دکتر پرهیز می دهد یا توصیه می کند ولی بیماری یا سلامتی نمی دهد. ما باید در افکارمان محدودیت داشته باشیم .فکر ما باید قانونمند باشد .از فکر رها اندیشه های الحادی در می آید، از توی فکر رهای بدون کنترل ،سوء ظن به مردم و خدا از آن درمی آید. ما باید فکرمان را با قانون خدا تنظیم کنیم. دل و اعضای و جوارح ما هم باید کنترل بشود. اگر افکار، احساس و رفتار ما طبق قانون خدا باشد ، ما بنده می شویم. اگر من بزبان بگوییم که ای خدا، من بنده ی فقیر و ذلیل تو هستم ولی افکار و رفتار خودم را کنترل نکنم، در واقع خودم را مسخره کرده ام. ما گیج شده ایم و در طول سال با دستهای مان گناه می کنیم و می خواهیم در روز عاشورا با همین دستها سینه بزنیم. کسانی که قانون های دیگر را قبول دارند، باید قانون خدا را هم قبول داشته باشند زیرا خدا خالق همه ی عقل هاست، چرا ما ملتزم به این قانون نمی شویم ؟ ما همه دنبال آرامش هستیم. 


الابذکر الله تطمئن القلوب

حجت الاسلام استاد محمدمهدی ماندگاری

حمایت از همایش ها

مشاوره استاد افشار

از مرکز مشاوره کنکور استاد علیرضا افشار حمایت کنید
به ما امتیاز دهید