close
دانلود فیلم
مشاور انگیزشی کنکور

ناحیه کاربری

نام کاربری :
رمز عبور :
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *کد امنیتیبارگزاری مجدد

دسترسی سریع

عضویت در کانال

آمار سایت

    آمار مطالب
    کل مطالب : 434
    کل نظرات : 26712
    آمار کاربران
    افراد آنلاین : 9
    تعداد اعضا : 11337

    کاربران آنلاین

    آمار بازدید
    بازدید امروز : 1,947
    باردید دیروز : 5,802
    گوگل امروز : 140
    گوگل دیروز : 421
    بازدید هفته : 35,471
    بازدید ماه : 91,199
    بازدید سال : 2,287,659
    بازدید کلی : 9,412,770

خبرنامه

    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود


مشاور کنکور همراه

آم
[if gte mso 9]> مشاور کنکور علیرضا افشار


مثل انشاهای دوران دبستان ، قلم در دست می گیرم و برویسیمای سفید پست نخست سال ۹۴ سایت مرکز مشاوره تحصیلی حرف دل را شروع می کنم .

ای کاش می شد ، روزگار را از سرنوشت ؛ البته بازهم فرقی نمیکرد ، چون ما بازهم همین گونه می شدیم ؛ این را از هزار و یک بار قول و قرار شبهای یاس و ناامیدی و در خلوت تنهایی هایم فهمیدم که چندین و چند فرصت هم برای منهمان خواهد شد که قبلا بوده .

گستاخی های من در حق همه مثل قطاری هست که از ریل خارج شده، ممکنه آزاد باشه ولی راه به جایی نمیبره. ی جور بیخودی زندگی میکردم ولی فکر میکردم در آینده تغییر می کنم و درست میشم ولی چون همون آدم قبلی بودم ، آینده برامعینا کپی میشد و دیالوگ تغییر من بازم تکراری میشد .

حرف نابجاییست ولی کاش میشد اول دید و بعدا شد .

آن وقت حتما دیگرکسی بیراهه نمی رفت و همه انتخاب ها صحیحبود  ؛ آن وقت حتما" همه موفق بودند...

میگن به بزرگی در دوران اوج گفتن آرزوت چیه ؟ مکثی کرد وپاسخ داد آرزو می کنم ای کاش اشتباهات گذشته را نداشتم تا سریع تر به هدف می رسیدم، لختی طول نکشید که بزرگ حرفش را کامل کرد و گفت ، می دانم اگر اشتباهی نداشتم ،الان در این جایگاه نبودم و در واقع من همه موفقیت خودم را مدیون اشتباهات گذشتهام هستم که همانند پله های ترقی به من کمک کرد تا رشد کنم .

حالا میفهمم که پدربزرگ چرا می گفت تا وقتی گیاه آب طلبنکرده از سیراب شدن لذت نمیبره .

نمی دونم فشردن کلیدهای کیبورد و سیاه مشق هایم برای شمانیز اتلاف وقت هست یا خیر

من اشرف مخلوقاتم ، از بچگی اینگونه به سرمان فرو کردند ...اما الان ابتر مخلوقات  اصغر مخلوقات واصلا هرچی تو بگی هستم .


خیلی باید احمق باشی که بدونی ولی دوباره اشتباه کنی ، کهروح و روانت داغون کنه ولی بازم مثل معتادها منفعل و تنبل بشینی و نظاره گر گذرزمان باشی .

زندگی ام پر شده از استرس و اضطراب ، هنوز هم نمی دونم چرااینجوری شدم و هنوز به کسی نگفتم .

 ولی خب احتمالانزدیکانم بزودی متوجه پژمردگی من خواهد شد .



چند روزی پیش سالنامه (ایام جوانی ها) سال 84 پیدا کردم ، چند خط یادگاری بداهه .

 شاید وقتی پیش ترها تو موقعیت الان تو بودم این رو نوشتم و با خدا حرف زدم و کم کم آروم شدم .بخوان شاید خوشت اومد .

""اگرباز میدادی ای رب فرصتی ... من چه ها میکردم

اگر باز میدادی ای رب رخصتی ... من چه ها می کردم

بده فرصت ، بده رخصت ... منم محتاج و درمانده

تنم کن خرقه ی درویش و لیک اما به من ده اندکی اندیشه یدرویش

منم محتاج و درمانده

به من ده اندکی اندیشه ی درویش

خدایی تو ، سزاوار ثنایی تو ، کریمی تو ، حکیمی تو ، رئوف ومهربانی تو ، حول احوال و حالی تو

تو کاری کن ، تو کاری کن

منم محتاج و درمانده

به من ده اندکی اندیشه ی درویش

در آن حالات بد مستی ... ندانستم که تو هستی

به کیف و لذتش ماتم ... کنون دارم ، تو می دانی

خدایا ، خدایا

بده بگذر به من این عمر بیهوده

به من ده ساعتی درشب که چون در شب همه خفتند ، من بی کس کهبیدارم

بجای می پرستیدن ... سر به مهر کربلا آرم

به روی تربت پاکش فرود آمد پیشانی ، شروع شد عشق بازی

 تو هم گفتی مگرمستی ؟

در آن حالات روحانی ... در آن ساعات عرفانی

به تو گفتم منم آری... منم آری  منم مستم

منم مست گل و سجاده و تسبیح ، منم مست عبادت ، مست این تسبیح""

 

دو ماه پایانی تا کنکور 


احماقه هست ولی باید اعتراف کنم که من چقدر در مقابلتغییرات مقاومت کردم . تغییری که مطمئنم می تونست زندگی ام از این رو به اون روکنه و منو از اینجایی که هستم بالاتر بکشه ؛ اما متاسفانه باید الان در دنیایواقعی خودم باشم و بپذیرم که نپذیرفتن تغییر من در گذشته الان باعث تحمیل اینشرایط بد شده ؛ اما حداقل تو ده ها کتابی که خواندم و حرف هایی که شنیدم ، گفتن کهشرایط سخت ، خودش فرصت و امکانات و زمینه سازی برای رشد خیلی از آدم های این دنیایخاکی بوده و شاید هم هست . درسته آقای مشاور ؟

من : بله که درسته ... دقیقا خواستم خودت به همین برسی .



 فقط کافیه متوجهبشی که چجوری اون آدم درجه یکه اگر جای تو بود این اوضاع درست می کرد . اعتقادوقتی بهت تلنگری میخوره و حس می کنی داره روی تو اثر مثبتش میذاره ، بدون بخونه وایراد بنی اسرائیلی و معطلی ، هر چی زودتر بری سراغ کار و استارت بزنی . بهانهچجوری بخونم نیار ، چیکار کنم نیار ، آخرش چی میشه و چه رتبه ای میشه رو نیار ،خودت فقط ، فقط خودت اگر چند قدم برداری متوجه میشی که راه برات داره روشن میشه .درست میشه چراغ جلوی دوچرخه های قدیمی که دینام اون متصل به یکی از چرخ های دوچرخههست و اگر حرکت کنی بهت نور میده و راه برات روشن میکنه ... ولی موقع دوچرخه سواریرکاب نزنی ...تعادلت بهم میخوره و ریسک افتادن زیاده ؛ پس تو این هرچقدر می تونیسریع تر رکاب بزن ، چون سوار بر اسب شرنوشت میشی و افسارش به دست میگیری .

حتما تا حالا برات پیش اومده که چیزی رو از ته دلت و باهمهوجودت بخوای / آرزویی که بند بند وجودت حتی ی لحظه داشتن اونو فریاد میزنه / همونآرزویی که قلبت بخاطرش می تپه و به امید رسیدن بهش هر روز از خواب بیدار میشی و...

حالا یک سوال ؟ ! بهای رسیدن به این هدف چقدر هست ؟ ساعتیچند میگیری اگه قرار باشه قیدش بزنی ؟

منظورم خوب فهمیدی و از این بعد قراره تو کالبد اون آدمبهترینه و اون کنکوری که همیشه آرزوش داشتی زندگی کنی ... ولی نه حرکت و تلاشی کهبعد از چند روز پنچر و منفعل بشه ...

باید دریایی باشی که اگر کسی هم خواست با حرفش سنگ به طرفتپرت کنه ، سنگش غرق بشه و نه اینکه تو متلاطم بشی .

 تو برو جلو ، من ازپشت هواتو دارم ... و خدا هم هدایت مان کند به سمت صراط مستقیم انشالله .

 

برنامه ریزی تحصیلی علیرضا افشار

کاش میشد این حرف ها روی سنگ حک کنم ، من از این لحظه فقط :

همه حواس ، انرژی و احساساتم را درکنارهم و برای حرکت نهاییمحیا می کنم تا بتونم بهترین ها بسازم و

در جهت یاری و کمک به هم وطنانم گام بر می دارم .

مشت خودم گره می کنم و با همه وجود خالصانه بخدا توکل کردهو زندگی جدیدم را آغاز می کنم .

و کلام آخر اینکه دنیا پر از انسان هاست ، مادامی که آنهادر حال جنبش و تکاپو می بینی ، نترس که دیر شروع کرده ای ، نترس که نکنه بهشوننرسی و دیگه خیلی دیر شده باشه ؛ مطمئن باش شب همه چیز خاموش مشه ... از هیاهویخیابان ها و مردم گرفته تا صدای سوت کارخانه ها و ....

اما فقط تک ستاره های آسمان هستند که میان ظلمات باقی میماند و این همون فرصت طلایی برای پیشرفت تو هست .

اگر اعتقاد پیدا کردی که میشه ، یعنی دیگه میشه ... این حرفتو ی کاغذ زیبا بنویس و زیر امضا کن و قول بده دیگه فردا ، پس فردا به این موضوعدوباره فکر نکنی و تو خط باشی . معنی خط حالا چیه ؟ این رو تو کارگاه اخیر گفتم .


محتوا : انگیزشی + توصیه هایی برای دوران جمع بندی

این صوت مشاوره ای حتما گوش کن


دانلود کارگاه از لینک اصلی



دانلود کارگاه از لینک کمکی


وقت مشاوره (تک جلسه /ماهانه) تلفنی کنکور 94 و 95 ؛

ارسال پیامک به خط مستقیم استاد افشار : 09358960503

[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


برای مشاهده کامل مقالات و فایل های صوتی مشاوره کنکور خصوصی مشاوره دکتر افشار لطفا" عضو شوید


براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :
  • 5752 نفر

برچسب ها

مطالب پیشنهادی ما

دیدگاه های شما

  1. فاطمه مختار می‌گه:

    سلام استاد روز یا شبتون بخیر من94کنکور داشتم اما فقط اسم کنکورو 1 سال با خودم این ور اون ور کشیدم دریغ از کمی تلاش نمیدونم اینارو ک میگم در موردم چی فک میکنین اما واقعا خسته شدم همه ی کلاسامو میرفتم از پول چیبی هام میزدم برا خرید کتاب ب این امید ک بشینم بخونم اما انگار خودمو هم مسخره کردم با اینک دوس دارم تمام دغدغم درس باش اما نیس هیچ هدف دیگ ای هم ندارم خیلی بی انگیزم نشستم برا کنکور 95 اما این احساسای سرد هنوزم همرامه اما اینبار نمیخوام وا بدم نمیدونم میتونم تغییر کنم یا امسال هر رشته ای شد برم البته اصلا دوس ندارم هر رشته ای درس بخونم واقعا ازیت میشم اما اینو از ناچار میگم استاد دانش اموز احمقی نیستم دوس دارم تغییر کنم ولی نمیدونم چ جوری خواهش میکنم بگید چ جوری

    پاسخ : سلام
    احساس خیلی خطرناکی هست و خودت باید هر چی زودتر دنبال راهکار باشی تا همه چیز به نفع خودت درست و رو براه بشه وگرنه 95 هم برات کپی کنکور 94 میشه و این متاسفانه چیزی هست که برای بعضی پشت کنکوری ها اتفاق افتاده ، پس با همه وجود خودت باش لطفا
    . اینم گوش کن ...
    راه نیفتادی یکی ، دو ماه مشاوره خصوصی بگیر ازم

    http://s2.picofile.com/file/7830290856/fargh_tahsil_Dr_Afshar_09358960503.mp3.html

  2. sepideh می‌گه:

    Che azyati Akhe

    Ey khodaaaaaa

    Inam az aghaye afshar

  3. 3pide می‌گه:

    slm
    tahala shagerd dashtid ke az taraze 6200 berese be 5100

    age nadashtid man hastam

    akhe ki andaze man tahala enghad oft dashte.az ravesh o barname rizim ham nemishe eshkal gereft.chon shoma balasaram boodid.vaghean man be che omidi beram konkoor bedam

    sepidam..hosele nadashtam ramzamo vared konam

    پاسخ : سپیده اذیت نکن
    بشین عالی بخوان این دو هفته رو

  4. leila می‌گه:

    سلام استاد وقتتون بخیر
    هرچند که خودم امسال کنکور ندارم اما مطلبی که الان خوندم انقد برام جالب بود که خواستم اینجا بذارم تا حتی شده یه نفرم بخونه و توی این روزای باقی مونده با انگیزه ی بیشتری راهشو ادامه بده
    حتی فقط یه نفر...
    چرا که انرژی که اون یه نفر میگیره قد دنیا برا من ارزش داره...
    به امید موفقیت دوستای عزیزی که سخت دارن تلاش میکنن....

    لاک پشت پشتش‌ سنگین‌ بود و جاده‌های‌ دنیا طولانی. می‌دانست که‌ همیشه‌ جز اندکی‌ از بسیار را نخواهد رفت. آهسته آهسته‌ می‌خزید، دشوار و کُند و دورها همیشه‌ دور بود. سنگ‌پشت‌ تقدیرش‌ را دوست‌ نمی‌داشت‌ و آن‌ را چون‌ اجباری‌ بر دوش‌ می‌کشید.

    پرنده‌ای‌ در آسمان‌ پر زد، سبک و سنگ‌پشت‌ رو به‌ خدا کرد و گفت: این‌ عدل‌ نیست، این‌ عادلانه نیست. کاش‌ پشتم‌ را این‌ همه‌ سنگین‌ نمی‌کردی. من‌ هیچ‌گاه‌ نمی‌رسم. هیچ‌گاه. و در لاک سنگی‌ خود خزید، به‌ نیت‌ ناامیدی.

    خدا سنگ‌پشت‌ را از روی‌ زمین‌ بلند کرد. زمین‌ را نشانش‌ داد. کُره‌ای‌ کوچک بود و گفت: نگاه‌ کن، ابتدا و انتها ندارد. هیچ کس‌ نمی‌رسد؛ چون‌ رسیدنی‌ در کار نیست. فقط‌ رفتن‌ است. حتی‌ اگر اندکی.. و هر بار که‌ می‌روی، رسیده‌ای.. و باور کن‌ آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاکی‌ سنگی‌ نیست، تو پاره‌ای‌ از هستی‌ را بر دوش‌ می‌کشی پاره‌ای‌ از مرا.

    خدا سنگ‌پشت‌ را بر زمین‌ گذاشت.. دیگر نه‌ بارش‌ چندان‌ سنگین‌ بود و نه‌ راهها چندان‌ دور. سنگ‌پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و گفت: “رفتن”، حتی‌ اگر اندکی.. و پاره‌ای‌ از خدا را با عشق‌ بر دوش‌ کشید.

    پاسخ : خیلی قشنگ بود
    ممنون

  5. leila می‌گه:

    استاد سلام
    ینی من انقد سوال پرسیدم که کلافتون کردم...
    عصر که باهاتون تلفنی حرف زدم گفتین سوال و جواب بچه هارو بخونم باکس بندی شده ست...
    از کجا pdf اونو دانلود کنم؟!

    پاسخ : http://www.alirezael.ir/page/soalat_konkuriha

    البته بعد از کنکور بانک سوال جواب بیشتری هم میذارم انشالله

  6. leila می‌گه:

    سلام استاد
    یک دنیا ممنون بخاطر جواب دادنتون...
    استاد یه کم شراط من خاصه
    بخاطر اینکه اولا به هوای اینکه تا کنکور 95 وقت زیادی دارم کلی از زمانمو تباه کردم حدود 8 ماه تا الان!!!!!!
    از یه طرفم اولین باره دارم زیست میخونم چون خودم کنکور ریاضی دادم
    الانم فقط زیست 1 رو در حد خییییلی معمولی خوندم بقیه ش ینی سوم و پیش مونده
    کاملا بلاتکلیفم بخاطر همین سوال کردم کدوم ازمون ازمایشی شرکت کنم..
    استاد نمیدونم چجوری استارت بزنم...
    وقت مشاوره تلفنی بگیرم که بگین چیکار کنم و چجوری شروع کنم؟

    پاسخ : سلام
    باشه وقت بگیر
    پیامک " وقت مشاوره " 09358960503 بفرست

  7. leila می‌گه:

    استاد میدونم
    نه نه اول سلام...
    استاد میدونم بنا به دلایلی جواب منو ندادین شاید بخاطر اینکه واضح حرف زدم و از کانون اسم بردم که ممکنه برای شما مشکل ساز شه...
    میشه جواب سوالمو به ایمیلم بفرستین؟
    ازتون یک دنیا ممنون میشم
    بهم بگین کدوم ازمون ازمایشی رو شرکت کنم

    پاسخ : سلام
    افشار با جایی کار نمیکنه تا براش نقد از کسی و چایی بد باشه
    به دستم نرسیده وگرنه جواب میدم
    از اول کپی کن اینجا بپرس
    تابستان با گزینه دو موافق تر هستم
    کانون دیر شروع میکنه

  8. leila می‌گه:

    سلام استاد...
    داداشم امروز رفته بود نمایشگاه کتاب اینجور که بوش میاد قراره هزینه ازمونای کانون برای کنکور 95 حدود 900هزار و خورده ای باشه
    اینکه خییییییلی زیاده
    چه وضعشه هر سال کلی میکشن روش
    واسه بورسیه شدن هم که باید هفت خان رد کنیم تازه افراد فارغ التحصیل حق بورسیه شدن ندارن...
    پس تکلیف ما چی میشه؟
    به خدا منکه روم نمیشه به بابام بگم
    با این شرایط بازم به نظر شما قلم چی بهتر از بقیه ست؟

    پاسخ : سلام
    قلمچی فقط بورسیه و جریان وقف عام و ... برای این راه انداخت که از مالیات فرار کنه

  9. leila می‌گه:

    استاد ساعت چهار صبحه
    خداشاهده چشام کور شد این 10 صفحه نظرات بچه هارو 2دور خوندم ولی پیدا نکردم که ه ه ه...
    (منظورم اسم مستندی بود که یکی از بچه ها معرفی کرده بودن و مث اینکه تو مایه های میراث البرتا هستن)
    شما یادتون نیس؟!!!

    پاسخ : سلام والا یادم نیست

  10. leila می‌گه:

    سلام استاد....
    بین نظرات بچه ها یه چیزایی خوندم که درست متوجه نشدم نگرانمم کرد...
    من کنکوری 90 بودم چون رتبه م خوب نشد موندم 91 فیزیک مهندسی روزانه دانشگاه خوارزمی قبول شدم اما ترم 5 انصراف دادم تا کنکور تجربی بدم(کنکور 95)
    خودم که خواهان داروسازی ام
    از این بابت محدودیت ندارم که استاد درسته؟
    ینی منظورم اینه نکنه نتونم رشته های پزشکی و دارو انتخاب کنم؟
    بدبخت میشمااااااا استاد!!!!!!!

    پاسخ : سلام
    هیچ محدودیتی نداری

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

آرشیو

حمایت از همایش ها

مشاوره استاد افشار

از مرکز مشاوره کنکور استاد علیرضا افشار حمایت کنید
به ما امتیاز دهید