close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
دانلود برنامه های دکتر افشار

ناحیه کاربری

نام کاربری :
رمز عبور :
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *کد امنیتیبارگزاری مجدد

دسترسی سریع

عضویت در کانال

آمار سایت

    آمار مطالب
    کل مطالب : 435
    کل نظرات : 26712
    آمار کاربران
    افراد آنلاین : 7
    تعداد اعضا : 11431

    کاربران آنلاین

    آمار بازدید
    بازدید امروز : 1,527
    باردید دیروز : 4,743
    گوگل امروز : 60
    گوگل دیروز : 530
    بازدید هفته : 33,047
    بازدید ماه : 108,973
    بازدید سال : 108,973
    بازدید کلی : 9,610,728

خبرنامه

    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود


مشاور کنکور همراه

آم



به نام خدایی که همین نزدیکیست ....
این روزها حال وهوای دل من وتو بارونیه
دیدی تو روزای بارونی دوست نداریم تو فضای کوچیک ودلگیر خونه بمونیم این همون حس این روزای ماست که میخوایم از این کالبدی که برای خودمون ساختیم بیایم خودمونو بکشیم بیرون
حس میکنیم دنیا واسمون خیلی کوچیک شده ؛ کوچیکتر از اونی که بتونیم حتی یک روز با وجدان راحت نفس بکشیم وزندگی کنیم....
چیزی که حال من وتو رو بدکرده : اسیر شدن تو  ریسمان عذاب وجدان خودمونه روز به روز ضخامتش بیشتر میشه و احساس خفگی من وتو هم بیشتر...
اگه معدل پایینی داری ؛ اگه تو زندگی هیچ وقت لذت بهترین بودن رو نچشیدی؛ اگه مثل من یه پشت کنکوری ای که خیلی از تلنگرها برات تکراریه؛ اگه رتبه پارسالت سیلی محکمی تو گوشت زده؛ اگه حرفای اینو اون که مدام قضاوتت میکنن به بی ارادگی وتنبلی مثل یه پتک تو سرت کوبیده میشه؛ اگه از کوچکترین تفریحاتت هم زدی اما هنوز اونی نیستی که میخوای ؛ اگه کار هرروزت شده اشک ریختن
اگه دنبال یه دستاویزی میگردی واسه چنگ زدن وبالا اومدن اما حتی بهترین دوستات هم از حرفای همیشگیت خسته شدن و معلم و...هم از کم همتی تو خسته شدن وتو رو به حال خودت رها کردن ؛





اگه همه این افکار مثل یه کنه افتاده به جونت و خنتو میمکه واگه تو این افکار خودت زندونی شدی میخوام بهت بگم

آهای زندونی !!!
سرتو بالا بگیر ...اومدم ملاقاتی....نه کمپوت وآجیل آوردم...نه یه بغل خبر خوب از بیرون ...فقط چند دقیقه ای گوش دلتو لازم دارم واسه چند کلمه حرف حساب...
میخوام فارغ از اینکه کی هستی والان چه وضعیتی داری چند دقیقه ای سرتو از کیسه ی دغدغه هات بکشی بیرون وبایه نفس عمیق به حرفام گوش بدی...
اینایی که گفتم وضعیت من وتوه ...حقیقته...و نمیشه کتمانش کرد...نمیشه تاریخ واسه ما برگرده تا یه جور دیگه بیایم جلو...تا اینجای زندگی اشتباه رفتیم...اما همه ی این حسای تلخ رو یادآوری کردم که ...اول یادمون بیاد باید قبول کنیم شرایط فعلی رو..
اما حالا که ظرف حوصلت از کارای خودت سرریز شده میزنی به دل کوه وفریاد میزنی....کمکم کن....و بارها وبارها میشنوی کمکم کن...کمکم کن...کمکم کن...


و اونجاست که صدای کمکم کن خودت وقتی تو گوشت میپیچه به یاد میاری تنها کسی که میتونه به تو کمک کنه خوده تویی...بغضت میترکه وزانو میزنی و برای آخرین بار تصمیم میگیری که تغییر کنی...

رسیدی به این حقیقت که باید تغییر کنی???  اگه رسیدی باقیشو بخون...




میخوایم بریم یه سفر؛سفری که مقصدش رسیدن به یه استایل جدید از خودمونه...آره درست فهمیدی ...میخوایم بریم سفر تغییر ...اونم از جنس تغییر خودمون...باید وقتی برمیگردیم هیچ کس من وتو رو نشناسه...هرکسی تو عمق وجودش به رضایت از خودش نرسیده ومیخواد تغییر کنه قطار تغییر درحال حرکته...وقتی من وتو قصد سفر میکنیم یه عده زمزمشون وایسا حالا باهم شروع میکنیمه ؛اینا همونایی ان که هرروز تو گوشمون میگفتن از فردا خوب میخونیم...یه عده هم میگن اگه رفتی دیگه برنگرد اینها اونایی ان که چون ما از اونها پایین تر بودیم وجودمون بهشون اعتماد بنفس میداد بنابراین تحمل بهتر از اونا شدنمون رو ندارن...اما فارغ از همه این حرفها تو تصمیمت رو گرفتی ...

باخودت میگی: من چرا اینجوری باشم ساکتو برمیداری و میدویی سمت قطار...صدای لوکوموتیو وسوت قطار خبر از چندثانیه فرصت باقی مونده واسه سوارشدن میده...3...2....1...سفر آغاز میشه ؛


این سفریه فرصتیه که یه تبر برداریم و تیشه به ریشه ی عادتهایی بزنیم که روز وشب مارو رسوندن به این عذاب وجدان...مسافرای این قطار همه  رتبه برترهای آزمون ها ان شاید بجز تو.
اما تو ..تا قطار شروع میکنه به حرکت یه حس غربتی رو دلت سنگینی میکنه انگار از جنس همسفرات نیستی انگار خیلی باهاشون فرق داری ..این غربت انقدر رو دلت سنگینی میکنه که میخوای اولین ایستگاه پیاده شی و برگردی آخه چندنفری از سختیای راه میگن...اما یاد همه اون روزهایی که فقط با اشک منتظر گذشتنشون بودی میفتی ویه سیلی به خودت میزنی ومیگی نه یا میمیرم یا تغییر میکنمو برمیگردم...این غربت بهای سفر خودسازیه...




باتمام وجودت محو مسیر میشی ...برخلاف همیشه انگار همه چیز برات تازگی داره...خوشحالی پاتو مسیری گذاشتی که سالها فقط تو رویاهات آرزوشو داشتی...آره مسیر تغییر و میگم...

قطار اولین ایستگاه توقف میکنه ...ایستگاه ارتباطات ؛ تلویزیون؛ تلگرام ؛ اینترنت ؛تلفن و....طبق عادتهای قدیمی باهیجان میری سمت در اما انگار تو تنها کسی هستی که میخوای پیاده شی ...پس میفهمی این اولین عادت آدمهای موفقه که از بین تمام پیشنهاداتی که این دنیا بهشون میده تنها اونی رو انتخاب میکنن که در جهت هدفشونه و یه نفر به سمتت میاد ومیگه عزیزمن تو یه مسافری...یه مسافر اگه بخواد میخ چادرشو هرجایی سفت کنه از سفر جامیمونه...باید از این تعلقات رهابشی...
کم کم تاریکیه هوا به اوج خودش میرسه منتظر یه فرصت میگردی تا به بقیه بگی که اون تخته کنار پنجره واسه توئه و تو قراره روش بخوابی بالاخره طاقت نمیاری و میگی اما انگار تنها چیزی که واسه اینها مهم نیست خوابه یکی میگه من که هنوز توان دارم ادامه میدم اون یکی میگه دیگه 2-3ساعت خواب این حرفارونداره ...


ازخودت خجالت میکشی که تو تو تمام زمان درس خوندنت داشتی فکر میکردی کی 12میشه بخوابی دومین درس امروز روهم یاد میگیری اما چراغی که هنوز روشنه بهت میگه از این جماعت کم نیارو ادامه بده به خودت میگی این جماعت همه کارهاشون از فیلتر هدفشون میگذره اما در مورد من بالعکس بوده....

بعد از اینکه از خواب بیدار میشی یادت نمیاد کی از فرط خستگی روی کتاب ها خوابت برده برای اولین بار لبخند رضایت از تلاشت روی صورتت شکل میگیره .میری سراغ صبحانه میبینی بر خلاف شیطنت های تو انگار بقیه یه چیزی رو زمزمه میکنن...بله...تاریخ ادبیات ...دیگه حرصت درمیاد و داد میزنی که ای بابا دیگه 5 دقیقه صبحانه رو بذارین راحت و با آرامش بخوریم که یکی میگه آرامش ما تو اینه که بدونیم از لحظه لحظه زندگی واسه رسیدن به هدفمون استفاده میکنیم وتلاش میکنیم یه آن یه پتکی رو قلبت میخوره...

یادت میاد اون روزهایی رو که دیربیدار میشدی و بقیه روز هم میگذروندی تا از فردا اول صبح شروع کنی اما اینها حتی 5دقیقه...باخودت میگی این هم تغییر سوم...شروع میکنی به درس خوندنکه یه آن چشمت میخوره به


پاسخ برگ سیاه شده کنارت 400تست?چی? تغییر چهارم تست زیاد


بالاخره به ایستگاه آخر میرسی ایستگاه آزمون آره انگار تنها ایستگاهییه که همه پیاده میشن...آزمون اونی نمیشه که میخواستی وقتی میای بیرون نمیخوای دیگه ادامه بدی به سفر تغییرو همه حرکات خوبت رو زیر سوال میبری وبا خودت میگی نه...من .. نمیتونم موفق شم....درعین حال بقیه همسفراتو میبینی که چقدر خوشحالن با خودت میگی حتما خیلی خوب دادن اما وقتی دفترچه یکیشون رو میبینی و میگی توهم ...میگه آره سر جلسه فهمیدم که این مطالب رو سطحی فهمیدم باید بیشتر تست بزنم و کار کنم...خدای من!اونجایی که من داشتم تو سر خودم میزدم و میگفتم  که چرا یادم نمیاد اینا به چی فکر میکردن ! 
پس دوباره به قطار برمیگردی و میفهمی که این پایان کار نیست.


تو این سفر 40 روزه که اسمشو گذاشتم چله تغییر یعنی 40روز متفاوت زندگی کردن خیلی خسته ی سفر شدی اما انگار یه سمباده ای ذره ذره روحت رو صیقل داده و همه اون گرد وخاک های انگیزتو گرفته هرچی فکر میکنی تا حس و حال قبل از سفرت رو به یاد بیاری نمیتونی تو دیگه اون آدم نیستی...

چندنفری به استقبالت میان یکی گل بهت میده یکی شیرینی پخش میکنه یکی بهت تبریک میگه چند نفری با نگاههای حسادت آمیز تعقیبت میکنن یکی از دوستای واقعیت بغلت میکنه و میگه مرحبا به ارادت ..بین همه ی اینا یکی میاد جلو و میگه از تجربه سفرت برامون بگو و تو تو یه جمله خلاصه میکنی؛
ایجاد تغییرات بزرگ زندگی سخت وترسناک است اما میدانید ترسناک تر از آن چیست "حسرت"

گفتی حسرت به یاد داستان خرگوش و لاک پشت افتادم :(




هیچ وقت آواز قناری تکراری نمیشه پس نذاریم من وتو هم مدام تکرار شیم باهمون اشتباهات. همه میتونید این سفر 40 روزه ی چله تغییر روتجربه کنید فقط کافیه مثل من شروع کنید متفاوت زندگی کنید اونوقته که زبان حال خیلیامون میشه:

از امروز به بعد به گذشته ام نگاه میکنم لبخند زده و میگویم من توانستم به همه آنهایی که میگفتند نمیتوانی چیره شوم...



بچه ها امیدوارم که همگی دوتا فایل PDF سوال_ جواب که حاصل صدها ساعت کار دلسوزانه استاد افشار براتون بوده دانلود کرده باشین و بعد از مطالعه این متن زیبا با انگیزه ای مضاعف به استقبال دو تا فایل صوتی مشاوره ضبط شده از بخش سوال و جواب همایش های ماه های مهر و آبان استاد باشین.



به دلیل افزایش حجم سوالات شما و تنگی وقتی دکتر افشار در پاسخگویی کامل و دقیق و به هنگام تصمیم بر این شد بخش انتهای همایش ها با محتوای سوال و جواب آموزشی کنکوری ها هم ضبط کنیم؛ لطفا هر دو تا فایل استفاده کنید و جواب خیلی از سوالات مشابه خودتان بگیرین .

انشالله بازم مثل همیشه با استقبال دانلود خیلی خیلی بالا

بروز رسانی کانال تلگرام که هر روز انجام میشه،

اما بروز رسانی بعدی سایت حدود 5 آذر ((تولد ی آذر ماهی عزیز ))




همایش پرسش و پاسخ مشاوره ای استاد افشار (1)




دانلود پادکست پرسش و پاسخ کنکوریها از استاد افشار (2)





بدون اغراق اینجا ی ترین ویژه هست ؛ نه تبلیغ و آمار بازدید ، دانلود بالا و رتبه های برتر ....



اینجا رکورد دار پاسخ به سوالات مشاوره ای شماست و خدمات رسانی صادقانه در طول سالیان دراز توسط انسانی متعهد و دلسوز و با سخاوت بوده و هست .

هر دو بسته بانک سوال را دانلود کنید و با مطالعه آنها پاسخ خیلی از سوالات مشابه خودتان بگیرین_دو بسته فقط شامل کامنت های 2 ماه گذشته مهر و آبان :)



بانک و جواب سوال یک




بانک سوال و جواب دو



سلام و عرض احترام خدمت شما عزیزان. خوشحال هستم که یکبار دیگه به ما سر زدین و مشتاق هستید تا آخرین مقاله مشاوره تحصیلی تا کنکور94 باهم بخوانیم ؛

انشالله بعد از این پست کم کم میریم سراغ مشاوره کنکور95 و بعد هم بحث داغ مشاوره و انتخاب رشته دانشگاه دولتی و آزاد کنکور94 .


http://alirezael.ir


[if gte mso 9]>

[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

گذرم سر مزار اموات و گذشتگان ولایت خودمان افتاد ؛ هر مزاریاد بود شخص با چند مصراع شعر و عکسی از دوران سرحالی و تندرستی او خودنمایی میکرد .  وجه مشترک دیگر همه قبرها جملاتیبود تحت عنوان پدری مهربان ، مادری دلسوز ، پسری آقا ، جوانی دوست داشتنی و ناکامو ... و به قول مداح مراسم شب هفت و سوم احتمالا از پیرغلامان خاندان عصمت و طهارتو آقا امام حسین (ع) بوده .

پس آدم بدها کجا هستن ؟ اونها مگه نمی میرن ؟ نمی دونم چراموقع اعدام قاتل های زنجیره ای هم حتما کسی باید براشون از طرف خدا طلب آمرزش ومغرفت کنه ؟ انگار همه باید پاک و طیب از این دنیا برن ؛ حتی اگر هم نباشن بالاخرهوصله بهشون میزنن و حداقل اندوخته یک نماز میت دسته جمعی و کلی فاتحه پس از صرف قیمهروز سومش برای طرف می مونه .


http://alirezael.ir/cat/3


خیلی بچه که بودن چون می خواستن از آب نترسم ، دو دوره رفتمکلاس شنا ؛ من که آخرش شناگرد نشدم ولی شکر خدا شاهین ایزدیار عزیز با وجودمعلولیت تونست کلی مدال طلا و نقره بگیره و الان شده افتخار خیابان بهار .

 بعدش به پیشنهاددختر عمه ام فرستادن منو کلاس زبان ، اما الان بجز گذراندن 10 ترم و بازم نا تمامماندن کلاسها چیزی از زبان حالیم نمیشه و فقط لغات برام آشنا هستن اما پسر داییمکه همراهم شد الان مدرک زبان روسی اش هم گرفته .

در آخر خودم رفتم کلاس کامپیوتر ، اما اونجا هم چون فقط عاشقبازی بودم ، با سیستم آموزشگاه فقط گیم بازی می کردم ؛ یکی از اون بچه ها الانمتخصص مایا هست و بازی کامپیوتری طراحی می کنه .

معلم ورزش دبیرستان استعدادم تو پینگ پنگ کشف کرد و تاناحیه رفتم جلو ، اما بعدش به بهانه امتحانات و معدل بالا و ... ولش کردم و کشورینرفتم ؛ یکی از هم مدرسه ای ها سال بعد در جایگاه من قرار گرفت ، اما اون ادامهداد ، الان اسمش شده نوشاد عالمیان .

 

منصور قیاسی کبابی محل مون اومد قنادی سابق سرکوچه ماناجاره کرد ؛ اولش هر روز اول صبح مغازه باز می کرد و آب جارو می کرد ، برنج پاک میکرد ، می شست و خیلی خودش اکتیو نشان داد و با ارائه تخفیف و سرویس رایگان و 4 تاببر ، پنجمی مهمان ما باش سعی کرد مشتری جذب کنه ؛ اما بعد از اینکه دید مشتری بهاون صورت نداره ، زود یخچال و ویترین گذاشت حراج و جمع کرد رفت اما شنیدم الانهمون جا فلافل سلف آبادان اومده و کار و کاسبی اش سکه هست .

 

از مثال اول اگر دقت کنی برای آدم خوبه داستانم همیناتفاقات کلیشه ای میفته و پس از مرگش براش یاد بود می گیرن ، اما چون آدم خوبیبوده بعد از درگذشتش هم به نیکی ازش یاد می کنن و احتمالا آثار ماتاخر اعمال خوبشباعث میشه اون دنیا هم دستش از خیر و خوبی کوتاه نباشه .

 در مثال های بعدیهم خوب اولش وارد شدم و اون چند قدم اول برداشتم و حتی در چند زمینه پیشرفت هاینسبتا خوبی هم داشتم ، اما کار که کرد ، هرآنکه تمام کرد .

 چون من کار تمامنکردم الان از دستاوردهای عالی آخرش هم سهمی نداشتم و الان برگشتم سر خانه اول .شاید خیلی از این موفق ها اولش از من پایین تر و عقب تر بودن ، اما استمرار وپشتکار در راه باعث شد الان اسم آنها ، آدم موفقه باشه .

فرق دل دادن و ندادن در همین هست که بعد تو زندگی وارد شدیچقدر در برابر کم و کاستی ها گذشت کمی و بسازی ، چقدر سعی کنی همراه طرف مقابلتباشی و دستش بگیری و نه اینکه وزنه ای روی دوش او باشی ؛ وگرنه " بله "اولی دیگه همه عروس ها بعد از سه بار گل و گلاب و ... میگن آخر .

اون " بله " چقدر بله هست ، خدا می دونه. اولش کهانگار همه چی آروم و خوبه ولی خدا آخر و عاقبتش به خیر کنه .

همه ما بدون شک بارها پامون جای پای موفق ترین های عالممیذاریم و گام اول حتی بهتر از آنها بر می داریم و فقط این راه ادامه نمی دیم وخیلی زود رها می کنیم ... نه نمیشه ، جواب نمیده ، اشتباه بود از اولش هم ، من نمیتونم و ....

حیفه ، قدر خودت بدون ... خیلی زیاد ... وگرنه یک وقت پر سنو سال میشی و اونوقت می بینی چقدر سوختی و چقدر سوزاندی !! . فکرش کن کسی که در 30سالگی ببینه می تونست با کیفیت بیشتر زندگی کنه و همه داشته ها و مهارت هات در مرز25 سالگی داشته باشه ، یعنی 5 سال کم کاری و همین مقیاس برای یک پیر 80 ساله شایدنیمی از عمرش باشه .

فقط خودت می تونی برای خودت کاری کنی.کاری که از درون بجوشه و خارق العاده زندگی تورو متحول کنه . پس به خودت دوباره فرصت بده، نذار اینبار قولت کشک بشه . اگرمیخوای استرس ناشی از نرسیدن و نشدن ازت کم بشه فقط تمرکز کن روی اصل و محتوا و نهشاخه و برگ هایی که اغاب آدم ها بهش میدن. مثلا کنکور را فقط فرصتی برای هرچهبیشتر باسواد شدن ببین ... بعد می بینی خوده رتبه و دانشگاه خوب و به تبع آن همهحواشی مثبت قبولی جای خوب بهت میرسه ؛ اگر ساده نگر و محتوا گرا باشی دیگه ازدرگیر شدن به حواشی مضر خبری نیست و مثل فائزه خانم ما درس به عشق درس می خوانی واز مرز بهترین ها هم میگذری ؛ اون زمان که عاشقی دیگه 2 ، 2 تا خیلی بیشتر از چهارتاست .


مشاوره کنکور صوتی دکتر افشار


 همه میدونن که درعصر فناوری اطلاعات در محیط اطراف مان پره از داده های شناور و سیگنال هایی که ازمبدا به مقصد میخوان برسند و امواج های صوتی،رادیویی مختلف و ... اما به چشمدیده نمیشم و برای دریافت شون نیاز به رسیور و مبدل (دستگاه پذیرنده و تبدیلسیگنال ها و داده های دیجیتال) مخصوص خودشون داریم. حرف ها و انرژی های منفی همکه حال من و تو رو بد می کنن همین جور هستن، و در کنار مثبت ها وجود دارند؛ اگرخودت پذیرنده افکار منفی و تلقین های ناجور و ... باشی انگار مثل یک باند فرود ،ذهن خودت آماج حملات افکار بد و منفی قرار دادی و بالعکس اگر بخوای به حس معنوی وروح درون کارت فکر کنی جهت گیری هات درست میشه .

مهمتر از همه اگر جهت گیری هات از این به بعد رنگ و بوییمعنوی و جمعی به خودش بگیره ، خیلی پر برکت تر میشه .


قدیمی ها یادشون هست زمانی تلویزیون تبلیغ میذاشت باشعر و ترانه :


بخاری توی ایرون ، فراوون فراوون


الان به مراتب تبلیغات رسانه ها از نظر مبالغه و بزرگنماییو تحت تاثیر قرار دادن یک جنس نه چندان با کیفیت و کارایی ، خیلی خیلی بیشتر شده وبرای دعوت به خرید و پول خرج کردن و بی زحمت اوکی شدن باهم به شیوه های مختلففرهنگی و روانشناسی جنسی مسابقه میذارن . کاش در فیلم و ترانه های نسل جوان کمترالگوی نامناسب و پوچی و افسردگی و رفتارهای هیجانی کاذب موج میزد و بجای اون بیشترشاید برای شما اتفاق بیفتد و ماه عسل و خندوانه ها بود . بیا حداقل در این شامبازار ما باهم به سمت مثبت ها و خوبی ها و پیشرفت ها بریم و دغدغه امروز خود رابدون راه حل عملی به فردا موکول نکنیم .


http://alirezael.ir/cat/2


جام امسال لیگ برتر به تیمی رسید که علی رغم کمترین شانس قهرمانی،با بیشترین تلاش ظاهر شد ؛

اگه تو هم مثل سپاهان فقط سرت به کار خودت باشه و کار فوق العاده از طرف خودت انجام بدی ، دیگه اهمیتی نداره روی کاغذ از قبل چه کسی از تو برای رسیدن به موفقیت نزدیک تره . درسی که امروز 25 اردیبهشت در جلسه مشاوره ای با بچه های دبیرستان علامه حلی گرفتیم ، این بود که کنکور هم مثل فوتبال 90 دقیقه است .



به این چند جمله آخر خوب دقت کن


قبول دارم !

قبول دارم "شاید" هیچگاه نتوانم در دنیا بهترینشوم ...

نه ثروتمندترین ...

نه موفق ترین ...

نه معروف ترین ...

و نه هیچ ترین دیگری "شاید" هرگز نشود ،

به هزار و یک دلیل منطقی و غیرمنطقی کافی نبودن هوش ، تلاشو خلاقیت و تفاوت اجتماعی و فرهنگی و نگاه به پیشرفت در یک کشور جهان سومی نسبت بهکشورهای پیشرفته و تراز اول ....

اما هرگز قبول ندارم که در هر شرایطی ، درهر کشوری ، در هرفرهنگ و با هر سطح امکاناتی حتی لیاقت تلاش کردن برای "ترین شدن" را همنداشته باشم !

اصلا چه فرقی می کند رسیدن یا نرسیدن ، یافتن یا نیافتنوقتی که تا آخرین نفس در حال تلاش کردنی ؟ ؟

ریسک کردن همیشه خطر دارد ولی یکنواخت شن مرگ آور است

مرگ یک ایده ...

مرگ اشتیاق به رسیدن ...

مرگ هدف ...

مرگ پیشرفت ...

حال مگر می شود نام اینگونه بودن را زندگی گذاشت ؟ یکنواختیفرقش با مرگ چیست ؟

آری قبول دارم "شایدها" نشود ، ولی یقینا باوردارم که پیگیر "شایدها" باشم و نه درگیر "بایدها" .


مرکز مشاوره و انگیزش تحصیلی افشار


[if gte mso 9]>

[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

دانلود سخنرانی تاثیر گذار


نه دستی ، نه پایی ، نه غصه ای ...


لینک مشاهده


[if gte mso 9]>

[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


مشاور برتر کنکور


دو فایل صوتی مجزا هم به عنوان آخرین برنامه کاری من در سایت برایکنکوریهای عزیزم

 مشابه همایش های اجتماعیتفکر سال های قبل


این دو مشاوره صوتی به کنکور ربطی نداره ، و جز بحث های اجتماعی است ؛ پس اگر الان


وقتش ندارین بذارین برای بعد گوش کنید .



همایش تفکر یک



همایش تفکر دو



[if gte mso 9]>

[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

کنکوریهای عزیز برای دانلود کارگاه های مرتبط با برنامه ریزی و جمع بندیکنکور 94

به پست های دوران جمع بندی 1 و 2 و 3 و پست سوال و جواب متداول درمورد ایام جمع بندی امسال و همچنین صوت همایش های موفقیت کنکور و مقالات مشاوره ای آرشیو غنی و کامل سال های 90 تا 93 مراجعه کنید.


 امیدوارم از آخرین مقاله تا روز کنکور94 استفاده کرده باشین.


با نهایت تشکر و تقدیر از سایت استراتژی مطالعه که این دوآرشیو در اختیار ما قرار دادن و من به شما تقدیم می کنم.

[if gte mso 9]>

[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA آرشیو کامل تست هایطبقه بندی دروس مختلف در گزینه دو سال94؛ رشته تجربی


دانلود


[if gte mso 9]>

[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA آرشیو کامل تست هایطبقه بندی دروس مختلف در گزینه دو سال94؛ رشته ریاضی


دانلود



لطفا به دلیل تنگی وقت من از ارسال SMS سوال مشاوره ای خودداری کنید و سوالات در نظرات پست ها بنویسید، یا در بانک پرسش ها متداول پیدا کنید .


برای پاسخ سوالاتت کلیک کن

Ladybirds_in_Love


دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری ازخدا بگیرد، دادزد و بد و بیراه گفت، خدا سکوت کرد، جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سکوت کرد، آسمان و زمین را به هم ریخت، خدا سکوت کرد.به پر و پای فرشته ‌و انسان پیچید، خدا سکوت کرد، کفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سکوت کرد، دلش گرفت و گریست و به سجده افتاد، خدا سکوتش را شکست و گفت:“عزیزم، اما یک روز دیگر هم رفت، تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها یک روز دیگر باقی است، بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن.”لا به لای هق هقش گفت: “اما با یک روز… با یک روز چه کار می توان کرد؟ …” خدا گفت: “آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویی هزار سال زیسته است و آنکه امروزش را در نمی‌یابد هزار سال هم به کارش نمی‌آید”، آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: “حالا برو و یک روز زندگی کن.”او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش می‌درخشید، اما می‌ترسید حرکت کند، می‌ترسید راه برود، می‌ترسید زندگی از لا به لای انگشتانش بریزد،قدری ایستاد، بعد با خودش گفت: “وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این زندگی چه فایده‌ای دارد؟ بگذارد این مشت زندگی را مصرف کنم..”آن وقت شروع به دویدن کرد، زندگی را به سر و رویش پاشید، زندگی را نوشید و زندگی را بویید، چنان به وجد آمد که دید می‌تواند تا ته دنیا بدود، می تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشید بگذارد، می تواند ….

او در آن یک روز آسمانخراشی بنا نکرد، زمینی را مالک نشد، مقامی را به دست نیاورد، اما … اما در همان یک روز دست بر پوست درختی کشید، روی چمن خوابید، کفش دوزدکی را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آنهایی که او را نمی‌شناختند، سلام کرد و برای آنها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد، خدا را پرستش کرد،او در همان یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد، لذت برد و سرشار شد و بخشید، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد. او در همان یک روز زندگی کرد.فردای آن روز فرشته‌ها در تقویم خدا نوشتند: “امروز او درگذشت، کسی که هزار سال زیست!”زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن می اندیشیم، اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد، عرض یا چگونگی آن است. امروز را از دست ندهید، آیا ضمانتی برای طلوع خورشید فردا وجود دارد!؟

حمایت از همایش ها

مشاوره استاد افشار

از مرکز مشاوره کنکور استاد علیرضا افشار حمایت کنید
به ما امتیاز دهید